گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این

بلی ولیک بده اولا شراب گزین

بده به خمس مبارک مرا ششم جامی

بگو بگیر و درآشام خمس با خمسین

غزال خویش به من ده غزل ز من بستان

نمای چهره شعریت و شعر تازه ببین

خمار شعر نگویم خمار من بشکن

بدان میی که نگنجد در آسمان و زمین

ستیزه روی مرا لطف و دلبری تو کرد

وگر نه سخت ادبناک بودم و مسکین

هزارساله ادب را به یک قدح ببری

خمار عشق تو نگذاشت دیده شرمین

ز سایه تو جهان پر ز لیلی و مجنون

هزار ویسه بسازد هزار گون رامین

وگر نه سایه نمودی جمال وحدت تو

در این جهان نه قران هست آمدی نه قرین

تو آفتابی و جز تو چو سایه تابع توست

گهی رود به شمال و گهی دود به یمین

گهی محیط جهان و گهی به کل فانی

به دست توست مسخر چو مهره تکوین

جمال و حسن تو ساکن چو عشق ما پیچان

جبین هجر تو بی‌چین چو سفره ما پرچین

سکون حسن عجبتر که بی‌قراری ما

و باز از این دو عجبتر چو سر کنی ز کمین

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۴ نوشته:

جمال و حسن تو ساکن چو عشق ما پیچان..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهاب الدین در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۶ نوشته:

....نمای چهره شعریت و شعر تازه ببین
ستاره شَعری یا شَعرا ستاره خیلی درخشان و پرنور ترین ستاره آسمان است در صورت فلکی کلب اکبر یا سگ بزرگ قرار دارد و نماد زیبایی می باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.