گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

صنما بیار باده بنشان خمار مستان

که ببرد عشق رویت همگی قرار مستان

می کهنه را کشان کن به صبوح گلستان کن

که به جوش اندرآمد فلک از عقار مستان

بده آن قرار جان را گل و لاله زار جان را

ز نبات و قند پر کن دهن و کنار مستان

قدحی به دست برنه به کف شکرلبان ده

بنشان به آب رحمت به کرم غبار مستان

صنما به چشم مستت دل و جان غلام دستت

به می خوشی که هستت ببر اختیار مستان

چو شراب لاله رنگت به دماغ‌ها برآید

گل سرخ شرم دارد ز رخ و عذار مستان

چو جناح و قلب مجلس ز شراب یافت مونس

ببرد گلوی غم را سر ذوالفقار مستان

صنما تو روز مایی غم و غصه سوز مایی

ز تو است ای معلا همه کار و بار مستان

بکشان تو گوش شیران چو شتر قطارشان کن

که تو شیرگیر حقی به کفت مهار مستان

ز عقیق جام داری نمکی تمام داری

چه غریب دام داری جهت شکار مستان

سخنی بماند جانی که تو بی‌بیان بدانی

که تو رشک ساقیانی سر و افتخار مستان

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۳ نوشته:

غزلی مردف و تک همه از تبار مستان، این غزل یگانه با ردیف مستان، هدیه ایست برای مستان
با آنکه یگانه ساقی جان را معرفی‌ میکند، به افتخار مستان تخلّص به نام دیگری را جایز نمی‌داند
شیر گیر تنها صفت شمس است که بجز شیر در پی‌ شکار دیگری نبود با آنکه دیگرانی چون نجم دین کبری هم شیرگیران قدری بودند
آنچه برای ما مانده از تتمه این شکار قدحی در دست و صفی از شیران در پیش و کنار است
قدر این می‌‌را باید بدانیم آنطور که جلال دین میداند که ساختن این شراب کار آسانی نیست
هزاران شرط و واسطه در طبیعت کنار هم میآید تا الماسی بدرخشد

 

.. در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۴ نوشته:

صنما به چشم مستت
به می خوشی که هستت
دل و جان غلام دستت:
ببر اختیار مستان..

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.