گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن

باغ‌ها را بشکفان و کشت‌ها را تازه کن

گل جمال افروخته‌ست و مرغ قول آموخته‌ست

بی صبا جنبش ندارند هین صبا را تازه کن

سرو سوسن را همی‌گوید زبان را برگشا

سنبله با لاله می گوید وفا را تازه کن

شد چناران دف زنان و شد صنوبر کف زنان

فاخته نعره زنان کوکو عطا را تازه کن

از گل سوری قیام و از بنفشه بین رکوع

برگ رز اندر سجود آمد صلا را تازه کن

جمله گل‌ها صلح جو و خار بدخو جنگ جو

خیز ای وامق تو باری عهد عذرا تازه کن

رعد گوید ابر آمد مشک‌ها بر خاک ریخت

ای گلستان رو بشو و دست و پا را تازه کن

نرگس آمد سوی بلبل خفته چشمک می زند

کاندرآ اندر نوا عشق و هوا را تازه کن

بلبل این بشنید از او و با گل صدبرگ گفت

گر سماعت میل شد این بی‌نوا را تازه کن

سبزپوشان خضرکسوه همی‌گویند رو

چون شکوفه سر سر اولیا را تازه کن

وان سه برگ و آن سمن وان یاسمین گویند نی

در خموشی کیمیا بین کیمیا را تازه کن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کبرا حسینی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۲ نوشته:

خَضَرکسوت یعنی سبزپوش

 

خامش در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۶ نوشته:

محترم کبرا حسینی؛ شما ترکیب این دو لغت را آنطور که معنی کرده اید در کدام منبع پیدا کردید؟ لطف بفرمایید این اطلاع بسیار آموزنده خواهد بود. در ضمن در همین مورد شاید این هم معنی دیگر این ترکیب باشد:
اگر کسوت را به معنای حیات دادن و زنده کردن بپذیریم در آنصورت خِضر را میتوان همان پیامبر ابدی که آب حیات را یافت شمرد. با اینکار در بیت از تکرار یک معنی (سبزپوشان خضرکسوه ) جلوگیری کرده ایم چه از مولانا چنین تکراری بعید است. در ضمن امکان دارد که با اشاره به اولیا در بیت دوم حضرت مولانا توجه را از استعاره زیبای گلها به اولیا، همانند حضرت خِضر، جلب میکند. پس معنا این میشود: سبزپوشانی که همانند خضر حیات ابدی یافته اند دعوت به کشف حقایق اولیا میکنند که برای حیات ابدی است نهایتا در بقا فی الله.
در تأیید نظر بالا این دو بیت غزل 482 حضرت مولانا شاید روشنگر باشد:
بیا که نور سماوات خاک را آراست شکوفه نور حقست و درخت چون مشکات (اشاره به سوره نور 24:35)
جهان پر از خِضرِ سبزپوش دانی چیست؟ که جوش کرد ز خاک و درخت آب حیات
در ضمن در غزل 1386 حضرت خضر بعنوان دانای به سرّ مترادف با سبزپوشان آمده:
ای سبزپوشان چون خضر ای غیب‌ها گویان به سر تا حلقه گوش از شما پردر و پرمرجان کنیم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.