گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

چون ببینی ابر را از اشک چاکر یاد کن

چون ببینی ماه نو را همچو من بگداخته

از برای جان خود زین جان لاغر یاد کن

درنگر در آسمان وین چرخ سرگردان ببین

حال سرگردان این بی‌پا و بی‌سر یاد کن

چون جهان تاریک بینی از سپاه زنگ شب

از اسیران شب هجران کافر یاد کن

چون ببینی نسر طایر بر فلک بر آتشین

ز آتش مرغ دل سوزیده شهپر یاد کن

چون ببینی بر فلک مریخ خون آشام را

چشم مریخی خون آشام پرشر یاد کن

لب ببند و خشک آر و هر چه بینی خشک و تر

در لب و چشمم نگر زان خشک و زین‌تر یاد کن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.