گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای قاعده مستان در همدگر افتادن

استیزه گری کردن در شور و شر افتادن

عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است

گویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن

زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است

ایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن

درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر

او ننگ چرا دارد از در به در افتادن

مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره

آگه نبد از مستی او از کمر افتادن

گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه

کافتاد چنین وقتی وقت است درافتادن

با بلبل بستانی همدست شدن دستی

با طوطی روحانی اندر شکر افتادن

من بی‌دل و دل داده در راه تو افتاده

والله که نمی‌دانم جای دگر افتادن

گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم

مستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن

این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتاده‌ست

شیشه شکنی کردن در شیشه گر افتادن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۶ نوشته:

غیر از عشق و مستی هر کار دیگری که انسان بکند در چارچوب هستی و به حکم آن بوده ومسیری خودبخودی را پیموده است، شامل علم وعمل و حکم و حکمت و همه امور زندگی
مستی و شیشه شکنی که کنایه از کنار گذاشتن عقل و محدودیت های آن است و در افتدن با شیشه گر که سلطان هستی است که خود سوی ما آمده است آن هم مست بطوریکه کمر پادشاهی را از روی مستی در راه انداخته و حال با ما همنشین و هم پیاله گردیده است، تنها نصیب عاشق می شود
پادشاه هستی از روی مستی آفریدگاری می کند نه از روی عقل و فرمول
عاشق هم با مستی عاشقی میکند نه از روی عقل و حساب و کتاب ونیازی به تاج ندارد بلکه حس او این گونه مانند سلطان همه سلطانان است
این گونه انسان در کان زر و شکر است و چون طوطی روحانی سخنان زیبا ماننداین غزل می گوید
این روش همواره نو است و کار های نو وتازه می کند و سخنان نو می آورد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.