ای قاعده مستان در همدگر افتادن
استیزه گری کردن در شور و شر افتادن
عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است
گویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن
زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است
ایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن
درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر
او ننگ چرا دارد از در به در افتادن
مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره
آگه نبد از مستی او از کمر افتادن
گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه
کافتاد چنین وقتی وقت است درافتادن
با بلبل بستانی همدست شدن دستی
با طوطی روحانی اندر شکر افتادن
من بیدل و دل داده در راه تو افتاده
والله که نمیدانم جای دگر افتادن
گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم
مستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن
این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتادهست
شیشه شکنی کردن در شیشه گر افتادن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به عشق و مستی و حال عاشقانه اشاره دارد. مولانا به قدرت عشق و تأثیرات آن بر دل و جان انسان میپردازد و از حالاتی مانند سرخوشی و دوگانگی در عشق میگوید. او عاشق را مستی میداند که در مسیر عشق خود را به خطر میاندازد و از افتادن در توهمات سخن میگوید. در نهایت، شاعر به زیبایی و سادگی در عشق تأکید میکند و نشان میدهد که عشق و دل باختن هیچ شرمی ندارد و حتی در خطر افتادن نیز جزئی از تجربه عشق است.
هوش مصنوعی: عاشقان مانند مستان هستند که در هم میافتند و در شور و شوق و هیجان به جدل و منازعه سرگرم میشوند.
هوش مصنوعی: عاشق از مست هم بدتر است و عاشق بودن هم خود دردی دارد. میخواهم بگویم عشق چیست که انسان را تا جایی میکشاند که مانند افتادن در کان زر (گنجینه طلا) ارزشمند و در عین حال خطرناک است.
هوش مصنوعی: عشق به خدا و محبوب حقیقی، ارزش و مرتبهای بالاتر از گرانبهاترین جواهرات را دارد. عاشق، که در اینجا به عنوان «سلطان سلاطین» توصیف شده، از ترس مرگ و افتادن از مقام یا عزت خود، در امان است؛ زیرا او در عشقش امنیت دارد.
هوش مصنوعی: درویش که لباس ساده و زهدی به تن دارد و گوهر گرانبهایی در آغوش خود دارد، چرا باید از در به در افتادن و بیپناهی نگران باشد؟ این نشاندهندهٔ اعتماد او به داشتههای معنویاش است.
هوش مصنوعی: دیشب آن معشوق که مانند ماه میدرخشد، نیش میزد و کمر خود را بر زمین میانداخت. کسی که در این حال مست و بیخبر از وضع او بود، نمیدانست که او در حال افتادن است و به همین دلیل متوجه نمیشد که از کمرش به زمین سقوط کرده است.
هوش مصنوعی: به دل گفتم که به شوق و شادی، می بزن و در این لحظهٔ خاص که سرمست از عشق شدهای، خود را رها کن و در این حال غرق شادی و عشق شو.
هوش مصنوعی: به همراه بلبل باغ همصدا و همگام شدن و با طوطی روحانی که میتواند در سخن شیرین و دلنشین باشد، در لذت و زیبایی زندگی غوطهور شدن.
هوش مصنوعی: من بیدل شدهام و عاشق تو، در مسیر عشق تو افتادهام و قسم میخورم که نمیدانم به کجا باید بروم یا در چه جای دیگری باید بروم.
هوش مصنوعی: اگر جام تو (شراب عشق) را بشکستم، من از عشق و مستی (مستی) تو به شدت سرمستم. ای صنم! مرا رها کن، زیرا در خطر قرار دارم و ممکن است به زودی دچار مشکل شوم.
هوش مصنوعی: این رویه جدید و نوزاد است و این رفتار تازه بهوجود آمده، شکستن شیشه در زمانی است که خود شخص هم ممکن است دچار آسیب شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.