گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

بیشتر آ گوهرا تا همه دریا رویم

دست به هم وادهیم حلقه صفت جوق جوق

جمع معلق زنان مست به دریا دویم

بر لب دریای عشق تازه بروییم باز

های که چون گلستان تا به ابد ما نویم

وز جگر گلستان شعله دیگر زنیم

چون ز رخ آتشین مایه صد پرتویم

جوهر ما رو نمود لیک از آن سوی بحر

آه که تو زین سوی آه که ما زان سویم

شاه سوارا به سر تاج بجنبان چنین

تاج تو را گوهریم اسپ تو را ما جویم

بر سر دارش کنیم هر کی بگوید یکیم

آتش اندرزنیم هر کی بگوید دویم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۹ نوشته:

آتشش اندرزنیم هر کی بگوید دویم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.