گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نو به نو هر روز باری می کشم

وین بلا از بهر کاری می کشم

زحمت سرما و برف ماه دی

بر امید نوبهاری می کشم

پیش آن فربه کن هر لاغری

این چنین جسم نزاری می کشم

از دو صد شهرم اگر بیرون کنند

بهر عشق شهریاری می کشم

گر دکان و خانه‌ام ویران شود

بر وفای لاله زاری می کشم

عشق یزدان پس حصاری محکم است

رخت جان اندر حصاری می کشم

ناز هر بیگانه سنگین دلی

بهر یاری بردباری می کشم

بهر لعلش کوه و کانی می کنم

بهر آن گل بار خاری می کشم

بهر آن دو نرگس مخمور او

همچو مخموران خاری می کشم

بهر صیدی کو نمی‌گنجد به دام

دام و داهول شکاری می کشم

گفت ای غم تا قیامت می کشی

می کشم ای دوست آری می کشم

سینه غار و شمس تبریزی است یار

سخره بهر یار غاری می کشم

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۲ نوشته:

داهول
داهل نیز گویند و آن شبیه به چیزیست که در تهران مترسک گویند و نشانه ایست که در نزدیکی دام نشانند برای به دام کشاندن یا رماندن شکار.
بهر صیدی کو نمی‌گنجد به دام
دام و داهول شکاری می‌کشم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۴ نوشته:

داهول به لری یعنی آدم درشت که کتک خور باشد همون مترسک می شه .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

بیت یکی مانده به آخر به نظر:
گفت" این"غم تا قیامت میکشی؟
میکشم ای دوست اری میکشم
باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.