گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر از غم عشق عار داریم

پس ما به جهان چه کار داریم

یا رب تو مده قرار ما را

گر بی‌رخ تو قرار داریم

ای یوسف یوسفان کجایی

ما روی در آن دیار داریم

هر صبح بر آن دو زلف مشکین

چون باد صبا گذار داریم

چون حلقه زلف خود شماری

ما چشم در آن شمار داریم

چشم تو شکار کرد جان را

ما دیده در آن شکار داریم

ای آب حیات در کنارت

این آتش از آن کنار داریم

زان لاله ستان چه زار گشتیم

یا رب که چه لاله زار داریم

گوییم ز رشک شمس تبریز

نی سیم و نه زر نه یار داریم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.