گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

رفتم تصدیع از جهان بردم

بیرون شدم از زحیر و جان بردم

کردم بدرود همنشینان را

جان را به جهان بی‌نشان بردم

زین خانه شش دری برون رفتم

خوش رخت به سوی لامکان بردم

چون میر شکار غیب را دیدم

چون تیر پریدم و کمان بردم

چوگان اجل چو سوی من آمد

من گوی سعادت از میان بردم

از روزن من مهی عجب درتافت

رفتم سوی بام و نردبان بردم

این بام فلک که مجمع جان‌هاست

ز آن خوشتر بد که من گمان بردم

شاخ گل من چو گشت پژمرده

بازش سوی باغ و گلستان بردم

چون مشتریی نبود نقدم را

زودش سوی اصل اصل کان بردم

زین قلب زنان قراضه جان را

هم جانب زرگر ارمغان بردم

در غیب جهان بی‌کران دیدم

آلاجق خود بدان کران بردم

بر من مگری که زین سفر شادم

چون راه به خطه جنان بردم

این نکته نویس بر سر گورم

که سر ز بلا و امتحان بردم

خوش خسپ تنا در این زمین که من

پیغام تو سوی آسمان بردم

بربند زنخ که من فغان‌ها را

سرجمله به خالق فغان بردم

زین بیش مگو غم دل ایرا من

دل را به جناب غیب دان بردم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۶ نوشته:

صورت درست این بیت:
درغیب جهان بیکران دیدم
آلاجق خود بدان جهان بردم
آلاجق : آلاجق (آلاچق و آلاچیق)، نوعی خیمه ی ترکان، به شکلی که اکنون همانند آن را کلاه فرنگی گویند و در خراسان قدیم کلاه درویش می‌گفته‌اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.