گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مرا خواندی ز در تو خستی از بام

زهی بازی زهی بازی زهی دام

از آن بازی که من می دانم و تو

چه بازی‌ها تو پختستی و من خام

تویی کز مکر و از افسوس و وعده

چو خواهی سنگ و آهن را کنی رام

مها با این همه خوشی تو چونی

ز زحمت‌های ما وز جور ایام

چه می پرسم تو خود چون خوش نباشی

که در مجلس تو داری جام بر جام

مرا در راه دی دشنام دادی

چنین مستم ز شیرینی دشنام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فاطیما در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۲ نوشته:

با درود
پیشتر بیت اول را به گونه یی دیگر خوانده بودم:
مرا خواندی ز در، تو جستی* از بام
زهی بازی زهی شوخی زهی دام

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.