گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بر آن بودم که فرهنگی بجویم

که آن مه رو نهد رویی به رویم

بگفتم یک سخن دارم به خاطر

به پیش آ تا به گوش تو بگویم

که خوابی دیده‌ام من دوش ای جان

ز تو خواهم که تعبیرش بجویم

ندارم محرم این خواب جز تو

تو بشنو ای شه ستارخویم

بجنبانید سر را و بخندید

سری را که بداند مو به مویم

که یعنی حیله با من می سکالی

که من آیینه هر رنگ و بویم

مثال لعبتی ام در کف او

که نقش سوزن زردوز اویم

نباشد بی‌حیات آن نقش کو کرد

کمین نقشش منم درهای و هویم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

فرهنگ جلال دین
فرهنگ ماه نشان، فرهنگ های و هوی انسان و شکوه جان جان فزا، فرهنگ یگانگی با هستی از راه یگانگی با دوست و نزدیکی با آفریدگاری و درخدمت هستی بودن و آفریدن و نو شدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.