گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیا ما چند کس با هم بسازیم

چو شادی کم شود با غم بسازیم

بیا تا با خدا خلوت گزینیم

چو عیسی با چنین مریم بسازیم

گر از فرزند آدم کس نماند

چه غم داریم با آدم بسازیم

ور آدم نیز از ما گوشه گیرد

به جان تو که بی‌او هم بسازیم

یکی جانی است ما را شادی انگیز

که گر ویران شود عالم بسازیم

اگر دریا شود آتش بنوشیم

وگر زخمی رسد مرهم بسازیم

به پیش کعبه رویش بمیریم

بدان چاه و بدان زمزم بسازیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۶ نوشته:

در این غزل به روشنی جلال دین هواداری خود از عیسی را نشان میدهد و اینکه رازورزی و عرفان او با عیسی هماهنگی دارد او حتی به وضوح و با آگاهی همه دیگران را حتی آدم که نخستین و نزدیک ترین است را به کنار میزند
و دائره قسمت را به دوست زنده و چند نفر که با هم می نشینند محدود میکند تا دوستی اسیر ناخالصی ها نشود و جان و زندگی تا آنجا که مقدور است خودنمایی کند و از مردگی و خشکی محفوظ بماند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.