گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۳۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیا ما چند کس با هم بسازیم

چو شادی کم شود با غم بسازیم

بیا تا با خدا خلوت گزینیم

چو عیسی با چنین مریم بسازیم

گر از فرزند آدم کس نماند

چه غم داریم با آدم بسازیم

ور آدم نیز از ما گوشه گیرد

به جان تو که بی‌او هم بسازیم

یکی جانی است ما را شادی انگیز

که گر ویران شود عالم بسازیم

اگر دریا شود آتش بنوشیم

وگر زخمی رسد مرهم بسازیم

به پیش کعبه رویش بمیریم

بدان چاه و بدان زمزم بسازیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون نوشته:

در این غزل به روشنى جلال دین هوادارى خود از عیسى را نشان میدهد و اینکه رازورزى و عرفان او با عیسى هماهنگى دارد او حتى به وضوح و با آگاهى همه دیگران را حتى آدم که نخستین و نزدیک ترین است را به کنار میزند
و دائره قسمت را به دوست زنده و چند نفر که با هم مى نشینند محدود میکند تا دوستى اسیر ناخالصى ها نشود و جان و زندگى تا آنجا که مقدور است خودنمایى کند و از مردگى و خشکى محفوظ بماند

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.