گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم

در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم

سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم

بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم

آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم

برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم

گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی

گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم

هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو

چندین ره از اشتاب تو بی‌کفش و دستار آمدم

فرخنده نامی ای پسر گر چه که خامی ای پسر

تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم

خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش

گل‌ها دهم گر چه که من اول همه خار آمدم

گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج

هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۹ نوشته:

دربار امدم یعنی به بار نشستم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین افشار در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۰ نوشته:

درود
شرح این بیت از دیدگاه من:
گفتم بیا، شاد آمدی، دادم بده، داد آمدی
گفتا بدید و داد من، کز بهر این کار آمدم
غزل گفت و شنودی ست میان "خیال خوش" و من که البته هر دو یکی ست (و اصلن دویی نیست از نظرگاه مولانا). داد اول در مصرع اول: عطا، نصیب، بخشش، قسمت، عطیه، خیر و صلاح و ... است، چنان که مثلن در دفتر پنجم در همین معنی به کار رفته است:
گفت بعد عزت این اذلال چیست؟
گفت آن داد است و اینت داوریست
و دومی به معنای قضا، حکم، داور و دادگر است.
در مصرع دوم "بَدید و داد من" در معنای ای نظیر و قسمت من (ای همانند و نصیب یا سهم من) به کار رفته است.
بدرود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین افشار در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۸ نوشته:

خندان درآ،تلخی بکش، شاباش! ای تلخی خوش
گل‌ها دهم... گر چه که من، اول همه خار آمدم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۹ نوشته:

ترجمه‌ی انگلیسی این غزل با صدای دکلمه‌ی مدونا، خواننده‌ی مشهور، در اینترنت با نام «bittersweet» به معنای«تلخی خوش» وجود دارد که به نظر من شنیدنی و جذاب است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۹ نوشته:

خیال انسان از راه دور و درازی آمده است، همراه انسان و همراه ناخشنودی انسان از اسارت او در هستی‌ و محدودیت‌های آن
انسان با کمک خیال خود که از تلخی‌ها و ناخشنودی‌ها آغاز گردید به بسیاری دست آورد‌ها و بزرگی‌ها و سروری‌ها دست یافت
و خود همسفر هستی‌ گردید و بسیار ٔگل‌های زیبا و زیبائی‌های درخورد خود آفرید و به هستی‌ در آورد
بدون انسان هستی‌ وجود نمی داشت به قول استیون هاوکینگ "ورای دسترسی ذهن بشر هیچ بعدی از واقعیت وجود ندارد"
در این غزل خیال انسان گویی از باغ پنهانی مست و شادان می‌‌آید و با خود هستی‌ را نیز می‌‌آورد و آنرا در دامان خود می‌‌پرورد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن ، ۲ در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

همایون ، عزیز جان
می فرمائید
بدون انسان هستی‌ وجود نمی داشت؟
آیا این منطق درست است؟
قبل از انسان هستی وجود داشته است، و بعد از انسان نیز خواهد داشت .
،،،
از قول استیون هاوکینگ ، اگر می گوئید، “ورای دسترسی ذهن بشر هیچ بعدی از واقعیت وجود ندارد”
در صورتی درست است که تنها ذهنیت در نظر باشد.
واقعیت ها ، فراوان در خارج از ذهن انسان وجود دارند.
امید که پاسخی باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۳ نوشته:

این آقای هاوکینگ هم با نظریه پردازی هایش خوب خلق الله را سر کار گذاشته بود!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۴ نوشته:

درود بر دوست عزیز محسن جان
سپاس از پاسخ با ارزش و پر محتوی، میدانی‌ که هاوکینگ انسان ذهنی‌ نبود بلکه کاملا علمی‌ و ریاضی فکر میکرد
و همچنین میدانی‌ که در هستی‌ صحبت از قبلا و بعدا نیست بلکه ماهیت هستی‌ در میان است و اینکه ماده از چه ساخته شده است
و فیزیک آن چیست و کارکرد آن چگونه است و مدل ریاضی آن کدامست، و پرسش‌های گوناگون را با چه نظریه‌ای میتوان پاسخ داد
مثلاً چگونه یک ابر ستاره چندین برابر خورشید ما در یک نقطه بنام سیاه چاله جای می‌‌گیرد و میدانی‌ که اگر تنها فضای خالی‌ زمین ما را از آن جدا کنند به اندازه توپ پینگ پنگ می‌‌شود
قبلا و بعدا و یا گذشته و آینده تنها روی زمین معنی‌ می‌‌دهد و در درون اتم زمان صفر هم داریم و حرکت الکترون در گذشته هم داریم و در فضا هم که با زمان نسبی روبروییم
اما در اینجا اصلا صحبت ماده در میان نیست بلکه ما با معنی‌‌ها سر و کار داریم و معنی‌‌ها با آمدن انسان پیدا می‌‌شود و هستی‌ بدون معنی‌ فرقی با نیستی‌ ندارد و بودن و نبودن آن یکی‌ است
میدانم که سخن بسیار لطیف و نازک است و برای هر کسی‌ قابل پذیرش نیست زیرا تجربه و حواس ما بسیار خشن تر و لمس شدنی تر از معنی‌‌ها هستند
ولی خوشبختانه امروز فیزیک دان‌ها بسیار بیشتر از گذشته به معنی‌‌های عرفانی هستی‌ نزدیک می‌‌شوند تا زبان خشک ریاضی آن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ نوشته:

آنقدر پستم که خاکم بر سر است
وآنقدر بالا که شاهم بر در است
آنچنان مستم که صد سالم، دمی است
وآنچنان هشیار، هر دم محشر است
آن زمان رستم که صیادم ببست
وآن کجا بند است، چون بال و پر است
آنگه آبستم که هر شاخم شکست
و آن گسستن ها مرا برگ و بر است
آنکه می‌جستم، نهان در دیده است
وآنچه پیدا گشته، اصلش دیگر است
نادر اندر عشق تو دریا دلیست
دُرد درد توش در و گوهر است..

ن.ت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۴ نوشته:

این متن را هم حانم سپیده رئیس سادات خوانده اند
من نتوانستم به سایت اضافه کنم
کسی میتواند انجام دهد
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حجت الله ماله میر در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۵ نوشته:

سلام به محسن و همایون عزیز
همایون جان آن مقام که فرمودی هست اگر من نبودم جهانی برایم وجود نداشت و اما این که جهان بدون آگاهی وجود نداشت زیرا آگاهی و خرد کل همه افرینش را صورت زده و این بر ما آشکار نمیشود مگر و تنها مگر که به آگآهی جاودانه و ابدی درون خود رسیده باشیم تا مادامی تمام انچه در ک میکنیم فانیست چگونه میتوانیم بگویم او ازلی و ابدیست
مولانا میفرماید جهان فانی را باقی میگیریم آن وجه رب را که درجهان جاریست و باقی نادیده می انگاریم محسن جان ما چگونه میگویم جهان باقیست توسط همان آگاهیمان که در بعد چهارم است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.