گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل

ای از کرم پرسان دل وی پرسشت آرام دل

ما زنده از اکرام تو ای هر دو عالم رام تو

وی از حیات نام تو جانی گرفته نام دل

بر گرد تن دل حلقه شد تن با دلم همخرقه شد

وین هر دو در تو غرقه شد ای تو ولی انعام دل

ای تن گرفته پای دل وی دل گرفته دامنت

دامن ز دل اندرمکش تا تن رسد بر بام دل

ای گوهر دریای دل چه جای جان چه جای دل

روشن ز تو شب‌های دل خرم ز تو ایام دل

ای عاشق و معشوق من در غیر عشق آتش بزن

چون نقطه‌ای در جیم تن چون روشنی بر جام دل

از بارگاه عقل کل آید همی بانگ دهل

کآمد سپاه آسمان نک می‌رسد اعلام دل

از زخم تیغ آن سپه در کشتن خصمان شه

پرخون شده صحرا و ره ره گشته خون آشام دل

زان حمله‌های صف شکن سرکوفته دیوان تن

خطبه به نام شه شده دیوان پر از احکام دل

ای قیل و قالت چون شکر وی گوشمالت چون شکر

گر زین ادب خوارم کنی خواری منست اکرام دل

گر سر تو ننهفتمی من گفتنی‌ها گفتمی

تا از دلم واقف شدی امروز خاص و عام دل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بیگانه در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

وای من... شااااااهکار... شاااااااااهکاااااار... شاااااااااهکار...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.