گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش

رویت خوش و مویت خوش و آن دیگرت بیرون خوش

هرگز ندیدست آسمان هرگز نبوده در جهان

مانند تو لیلی جان مانند من مجنون خوش

باور کند خود عاقلی در ظلمت آب و گلی

مانند تو موسی دلی مانند من هارون خوش

ای قطب این هفت آسیا هم کان زر هم کیمیا

ای عیسی دوران بیا بر ما بخوان افسون خوش

چون گوهری ناسفته‌ام فارغ ز خام و پخته‌ام

در سایه‌ات خوش خفته‌ام سرمست از آن افیون خوش

از نغمه تو ذره‌ها گر رقص آرد چه عجب

نک طور موسی از وله رقصان در آن هامون خوش

ای دل برای دلخوشی زر و هنر چون می‌کشی

دیدی تو از زر و هنر بی‌خسف یک قارون خوش

باشد به صورت خوش نما راه خوشی بسته شده

چون زهر مار کوهیی بنهفته در معجون خوش

یا همچو گور کافران پرمحنت و زخم گران

پیچیده بیرون گور را در اطلس و اکسون خوش

زان گوش همچون جیم تو زان چشم همچو صاد تو

زان قامت همچون الف زان ابروی چون نون خوش

شاگرد لوح جان شدم زین حرف‌ها خط خوان شدم

کشتی و کشتی بان شدم اندر چنین جیحون خوش

ایوان کجا ماند مرا با منجنیق کبریا

میزان کجا ماند مرا در عشقت ای موزون خوش

ای مایه صد بی‌هشی دی از طریق سرکشی

گفتی مرا چونی خوشی در حیرت بی‌چون خوش

هر ناخوشی را در قود عدل رخت گردن بزد

کان ناخوشی‌ها خورده بد در غیبت تو خون خوش

ای شمس تبریزی تویی کاندر جلالت صدتویی

جان منست آن ماهیی در وی چو تو ذاالنون خوش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سنا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۸ نوشته:

شاگرد لوح جان شدم زین حرف‌ها خط خوان شدم
کشتی و کشتی بان شدم اندر چنین جیحون خوش
شاگرد لوح جان شدم یعنی جی؟منظورش از جیحون خوش چیه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سنا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۷ نوشته:

یعنی هیچ کسی معنی این دو جمله رو نمیدونه یا خودتون نمیخواین بگین؟!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سنا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۳ نوشته:

آخه اینجا یه سری از افراد اهل شعر بودن و خوبم شعرارو شرح میدادن الان بعد گذشت دو روز دیدم کسی جواب نمیده برام عجیب بود.
شاید راست میگین.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۴ نوشته:

@ سنا،
لوح، لوحه، و جمع آن الواح...
لوحه گِلی یا سنگی، و چوبی و پارچه ای -> آنچه که مسطح و پهن است و بر روی آن می نوشته اند.
در بیت پیشین شکل گوش محبوب را به "ج"، کاسه چشمش را به "ص" (مثلاً در صدا ولی با حذف "د" و "ا")، قامتش را به "ا" ( راست و بلند و کشیده) ابرو را به "ن" ( ولی وارونه) تشبیه کرده...
چرا؟ به دلیل آنکه در میان مسلمانانِ معتقد خط فقط یک هنر به حساب نمی آمده، که آنرا هنری مبارک و خدایی می شماردند... برای همین هم خط و خطاطی در ایران ارزش بسیار والایی داشته...
در این بیت می گوید که با زیبایهایی که از یار دیده (در بیت پیشین )، و در اینجا جان را به لوح تشبیه کرده که بر خود بسیار نوشته و معنی و نقش و نقوش دارد، و او توانسته این معانی جان یا روح را ( به لطف دیدن یار) ببیند و بخواند و بفهمد... و بعد هم وجود خود را به کشتی و کشتیبان تشبیه کرده که درون رود جیحون (نمادی از :عظمت، قدرت، همواره روان و در جریان، جلال و جمال و زیبایی، آسایش و آرامش و... ) روان است...
-------
شما پرسیدی که : این یعنی چه؟ یا به عبارتی معنی و مفهوم چیست؟
باید در نظر داشته باشی که امثال من و شما از طریق عقل خود معنی و مفهوم را می سنجیم و درک می کنیم، ولی عرفا (نه فقط مولوی که سعدی ، حافظ ووو...) از ناتوانی عقل در فهم عشق گفته اند.
این فهم خارج از عقل است یا به عبارتی حسی است، که امثال من و شما هم ممکن است تجربه ای از آنرا برای لحظه ای کرده باشیم، ولی بعد بر میگردیم و باز از طریق عقل خود سعی می کنیم که آنرا فهم کنیم... برخی هم پس از آن به خیالات می زنند ( به خصوص اگرکه شرایط و آمادگی خیالاتی شدن را داشته باشند)...برخی هم که عقلشان در این کند و کاو وا می ماند، چنین تجربه ای را خیال و هپروت و امثالهم به حساب می آورند...
باری
این از آن دسته بیاناتی است که در "مکاشفه" عارف آنرا تجربه کرده و به بیان آورده...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.