گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر

تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری

نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر

لب تو است که شکر ز عین او روید

نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر

شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت

که بر مذاق دهان‌ها بود مطاع شکر

ببسته‌ای دو لب امروز زان همی‌ترسم

که از غم تو بماند ز انتفاع شکر

زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد

امیر جمله نباتات بی‌نزاع شکر

دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم

که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.