گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام

زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر

چشم بد دیدیم ما کز زخم او

روسیه گردد عیان شمس و قمر

دور باد از رزم شیران چشم سگ

دور باد از مهد عیسی کون خر

تیر پرانست از چشم بدان

خلوت آمد تیر ایشان را سپر

لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست

قلب را هر کس بنشناسد ز زر

زاهدانش آه‌ها پنهان کنند

خلوتی جویند در وقت سحر

لیک این مستان به حکم خود نیند

نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر

باد کم پران مزن لاف خوشی

باد آرد خاک و خس را در بصر

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۳۳ نوشته:

احتمالن بیت نخست به جای کلمه دید در باید باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.