گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

من با تو نمی‌گویم ای مرده پار آخر

ماننده ابری تو هم مظلم و بی‌باران

تاریک مکن ای ابر یک قطره ببار آخر

این جمله فرمان‌ها از بهر قدر آمد

ای جبری غافل تو از لذت کار آخر

با کور کسی گوید کاین رشته به سوزن کش

با بسته کسی گوید کان جاست شکار آخر

با طفل دوروزه کس از شاهد و می‌گوید

یا با نظر حیوان از چشم خمار آخر

چون هیچ نیابی توی پهلوی زنان بنشین

از حلقه جانبازان بگذر به کنار آخر

در قدرت مخدومی شمس الحق تبریزی

غوطی بخوری بینی حق را به نظار آخر

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اعظم در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۸ نوشته:

بیت ششم به جای واژه "توی" باید واژه "تو" قرار گیرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عاطفه در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۳ نوشته:

آیا غوطی خوردن به معنی غوطه ور شدن است ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۶ نوشته:

آخر چگونه می‌‌توان زیبائی و جلالی را که جلال دین به انسان و هستی‌ عرضه می‌‌درد انکار نمود
او راه هر گونه تلخی و بی‌ چارگی و بی‌ باری و بی‌ حاصلی را به هر دلیل و منطقی‌ که باشد می‌‌بندد
زیرا باور دارد که هستی‌ همواره نو می‌‌شود و انسان نیز همواره با هستی‌ نو و تازه می‌‌گردد
آنکه این گونه نمی اندیشد مانند ابری بی‌ باران است که تنها جلوی نور آفتاب را می‌‌گیرد بی‌ آنکه ثمری داشته باشد
این بینش را شمس به او ارمغان داده است و این ویژگی‌ حق است و شمس حق است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.