گنجور

بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیه‌السلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

گفت موسی که اولین آن چهار

صحتی باشد تنت را پایدار

این علل‌هایی که در طب گفته‌اند

دور باشد از تنت ای ارجمند

ثانیا باشد ترا عمر دراز

که اجل دارد ز عمرت احتراز

وین نباشد بعد عمر مستوی

که بناکام از جهان بیرون روی

بلک خواهان اجل چون طفل شیر

نه ز رنجی که ترا دارد اسیر

مرگ‌جو باشی ولی نه از عجز رنج

بلک بینی در خراب خانه گنج

پس به دست خویش گیری تیشه‌ای

می‌زنی بر خانه بی‌اندیشه‌ای

که حجاب گنج بینی خانه را

مانع صد خرمن این یک دانه را

پس در آتش افکنی این دانه را

پیش گیری پیشهٔ مردانه را

ای به یک برگی ز باغی مانده

هم‌چو کرمی برگش از رز رانده

چون کرم این کرم را بیدار کرد

اژدهای جهل را این کرم خورد

کرم کرمی شد پر از میوه و درخت

این چنین تبدیل گردد نیکبخت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

پای مزد بر بافتار دستمزد ساخته شده است ولی گویا به خیر مقدم هم مولانا نگاهی داشته است .

👆☹

تاوتک نوشته:

درود عزیزان پای مزد به حق القدم نزدیک تر مینماید و اینجا بیشتر برای اجر به کار رفته

👆☹

تاوتک نوشته:

پاداش از پد به معنی با و به و داش به معنی بخشش و هدیه ساخته شده است

👆☹

تاوتک نوشته:

البته داش به معنی سمت راست هم است

👆☹

تاوتک نوشته:

بیت آخر کرم به کرمیkarmi (کرم:باغ)تبدیل میشودپر از میوه و درخت

👆☹

تاوتک نوشته:

چون در بیت یکی مانده به آخر کرم(karam),کرم را بیدار میکند و همان کرم اژدهای جهل را میخورد

👆☹

امین کیخا نوشته:

پایرنج پس چیست ؟

👆☹

امین کیخا نوشته:

داشن یا داش هم از دادن است . از این رشته لغت نوداد با معنی خبر زیباست

👆☹

تاوتک نوشته:

دکتر جان هر دو(پایرنج و پاپای مزد)به معنی حق القدم آمده اند فقط من نمیدانم چرا در فرهنگ ها برای پایرنج یا پارنج پولی که به مطرب ها و نوازندگان میداده اند در قبال انجام کار -که خیلی رنجه هم نمی شده اند-آمده و برای پای مزد وجهی که اطبا و پزشکان میگرفته اند تا بر بالین بیمار حضور یابند

👆☹

شمس الحق نوشته:

تاوتک جان قصۀ پیر چنگی و عمر مثنوی را بخوان تا هم ببینی که چه رنجه می شدند و هم شکل دیگر دستمزد نوازندگان را که “ابریشم بها” است دریابی . درود بر دکترکیخا ! وجه تسمیه اش هم که آسان است .

👆☹

تاوتک نوشته:

شمس جانم سپاس داستانی که فرمودید در همین بخش(۹۷)دفتر اول میباشد .باز هم سپاس برای ابریشم بها که بسیار بجا بود و سوژه ای شد برای سرودن یک شعر فکاهی

👆☹

منصور بنانی نوشته:

پیام مرگ و راز زندگی

Death is a stripping away of all that is not you. The secret of life is to “die before you die” and find that there is no death. Eckhart Tolle
مرگ، هر چه را که تو نیستی از بین می برد. راز زندگی این است: مردن قبل از مرگ و درک اینکه مرگی وجود ندارد. ” اکهارت توله ”
هر چه که تو نیستی شامل جسم (حس های بدنی)، ذهن (شامل افکار، هیجان ها و خاطرات) و دریافت های حسی از دنیاست که همگی ناپایدار و موقتی اند. با فرا رسیدن مرگ، همه این موضوعات آگاهی از بین می روند، ولی خود آگاهی ناب، باقی می ماند.
مرگ جو باشی ولی نه از عجز و رنج
بلکه بینی در خراب خانه، گنج “مولوی”
مرگ جویی”من کاذب” به خاطر نرسیدن به خواسته های سیری ناپذیرش و عادت شدید به ملامت خود است. تمایل به خودکشی از آخرین نقشه های خود کاذب و از بدبختی های انسان اسیر دیکتاتوری خود کاذب و افکار و هیجان های وابسته به آن است! و با بینش و درک عمیق نبودن خود کاذب، بسیار متفاوت است. اما از همین درد و رنج مصراع اول با پرسش گری محققانه و خودنگری بی غرضانه، و البته با جدیت و مراقبه مستمر، به مصراع دوم می رسیم: وقتی از خود می پرسیم که چه کسی یا چه چیزی در درون مان را ملامت می کنیم؟ ملامت کننده کیست؟ ملامت شونده چه کسی است؟ کسی یا چیزی را پیدا نمی کنیم! فکر یا هیجان را پیدا می کنیم ولی صاحب آن یعنی خود کاذب را خیر! و به مصراع دوم شعر مولانا می رسیم یعنی به هیچ بودن فضای بیکران درون و گنج عظیم “خود متعالی”

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید