گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

قوم گفتند ای نصوحان بس بود

اینچ گفتید ار درین ده کس بود

قفل بر دلهای ما بنهاد حق

کس نداند برد بر خالق سبق

نقش ما این کرد آن تصویرگر

این نخواهد شد بگفت و گو دگر

سنگ را صد سال گویی لعل شو

کهنه را صد سال گویی باش نو

خاک را گویی صفات آب گیر

آب را گویی عسل شو یا که شیر

خالق افلاک او و افلاکیان

خالق آب و تراب و خاکیان

آسمان را داد دوران و صفا

آب و گل را تیره رویی و نما

کی تواند آسمان دردی گزید

کی تواند آب و گل صفوت خرید

قسمتی کردست هر یک را رهی

کی کهی گردد بجهدی چون کهی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجید امیری در ‫۷ ساعت قبل، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

بیت: قفل بر دلهای ما بنهاد حق    کس نداند برد بر خالق سبق

اشاره دارد به آیه 24 سوره محمد: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَیٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا.

آیا منافقان در آیات قرآن تفکر نمی‌کنند یا بر دلهاشان خود قفل‌ها (ی جهل و نفاق) زده‌اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.