گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

این مثل بشنو که شب دزدی عنید

در بن دیوار حفره می‌برید

نیم‌بیداری که او رنجور بود

طقطق آهسته‌اش را می‌شنود

رفت بر بام و فرو آویخت سر

گفت او را در چه کاری ای پدر

خیر باشد نیمشب چه می‌کنی

تو کیی گفتا دهل‌زن ای سنی

در چه کاری گفت می‌کوبم دهل

گفت کو بانگ دهل ای بوسبل

گفت فردا بشنوی این بانگ را

نعره یا حسرتا وا ویلتا

آن دروغست و کژ و بر ساخته

سر آن کژ را تو هم نشناخته

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا ۶۵ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۸ نوشته:

یکی از علایم نیم بیداری خود شناخت دزدو پی بردن به تصویر اوست پس بکوشیم برای بیدار شدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن خادمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۶ نوشته:

معنی برخی اصطلاحات دشوار:
عَنید: عنود، سرکش، لجوج، خیره سر، ستیزه گر
طقطق [ طِ طِ / طَ طَ ]: صدای برهم زدن دو چیز سخت
سنی: بزرگ، گران قدر
بوسبل: (برگرفته از فرهنگ لغت عمید):
(اسم) [مٲخوذ از عربی: ابوسبل] [قدیمی، مجاز] [busobol]
1. خداوند راه‌ها؛ فرمانروای راه‌ها.
2. راه‌شناس.
3. راهزن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.