گنجور

بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

پس بگفت آن نو مسلمان ولی

از سر مستی و لذت با علی

که بفرما یا امیر المؤمنین

تا بجنبد جان بتن در چون جنین

هفت اختر هر جنین را مدتی

می‌کنند ای جان به نوبت خدمتی

چونک وقت آید که جان گیرد جنین

آفتابش آن زمان گردد معین

این جنین در جنبش آید ز آفتاب

کآفتابش جان همی‌بخشد شتاب

از دگر انجم به جز نقشی نیافت

این جنین تا آفتابش بر نتافت

از کدامین ره تعلق یافت او

در رحم با آفتاب خوب‌رو

از ره پنهان که دور از حس ماست

آفتاب چرخ را بس راههاست

آن رهی که زر بیابد قوت ازو

و آن رهی که سنگ شد یاقوت ازو

آن رهی که سرخ سازد لعل را

وان رهی که برق بخشد نعل را

آن رهی که پخته سازد میوه را

و آن رهی که دل دهد کالیوه را

بازگو ای باز پر افروخته

با شه و با ساعدش آموخته

باز گو ای بار عنقاگیر شاه

ای سپاه‌اشکن بخود نه با سپاه

امت وحدی یکی و صد هزار

بازگو ای بنده بازت را شکار

در محل قهر این رحمت ز چیست

اژدها را دست دادن راه کیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سایه و روشن نوشته:

سلام

مثنوی معنوی از اصل نسخه ی رینولد نیکلسون

بیت ۳ را اینطور نوشته
چون جنین را نوبت تدبیر رو / از ستاره سوی خورشید آید او

بیت ۱۰ و ۱۱ به جای ” آن ” نوشته ” وان ”

بیت ۱۳ به جای ” نه ” نوشته ” نی ”


پاسخ: با تشکر، احتمالاً منبع چاپی گنجور با تصحیح نیکلسون متفاوت است. من با مثنوی چاپ انتشارات زوار به تصحیح دکتر محمدرضا برزگر خالقی (بر اساس نسخهٔ قونیه سال ۶۷۷) مقایسه کردم تقریباً مطابق متن است. غیر از مورد بیت ۱۱ که با «وان» شروع می‌شود. متن تغییر نکرد.

👆☹

سایه و روشن نوشته:

عنوان هم هست سوال کردن که شما نوشته اید سال کردن

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

دلا نوشته:

بیت سیزدهم در نسخه تصحیح دکتر سروش نوشته شده: باز گو ای بازِ عنقاگیر شاه
و نه بار.

👆☹

دکتر صحافیان نوشته:

حکایت علی ع و خودداری از کشتن پهلوانی که بر صورتش آب دهان انداخت
پهلوان عرب مقهور دلاوری علی ع شده بود.بر صورت درخشانش آب دهان انداخت،علی از کشتنش منصرف شد و او را بخشید که سبب ایمان او و قبیله اش شد(در برخی روایت ها آمده که حضرت پس از فرو نشستن خشم او را کشت.ولی به نظر می رسد روایت مثنوی صحیح تر است زیرا بخشش کاملتری را عرضه می کند).پرسید چه دیدی؟پاسخ داد ترسیدم تو را برای فرو نشاندن خشم خود بکشم.
برای دریافت بهتر آموزه های مثنوی باید نگاه تاریخی داشت.مولانا با کدام چهره تاریخی علی ع مواجه بوده است؟
چهره علی ع در قرون مختلف:
در زمان پیامبر و خلفا:علی جوان خام و ناپخته ای است که باید از پیران مدد بگیرد( بیت ۲۹۵۹ دفتر اول )
در زمان خلافت:معاویه چهره ای مبغوض از علی ع ساخته است.
گروهی ناراحت از بی سیاستی او در به راه انداختن جنگ های داخلی و کشته شدن عزبزانشان و ..
پس از کشته شدن حسین ع و باطل شدن فریب معاویه این معادله عوض می شود و قرن به قرن بهتر و درخشان تر می شود.
اما امروز با چهره دیگری از علی ع مواجهیم که نتیجه شکل گیری گسترده تشیع است.
مولانا در محیط اهل سنت با علی ای مواجه هست که یکی از ۴ خلیفه است.
از این رو او هم خشمگبن می شود اما در چهره امروزی علی که مقامی فوق بشری دارد اشکال می شود که آن حضرت برای غیر خدا خشم نمی گیرد تا ببخشد.

ادامه دریافت های دفتر اول مثنوی ۳۶
حکایت علی ع و پهلوان عرب ۲
دیدگاه مولانا به علی ع
دو دیدگاه وجود دارد یکی مانند بیت ۲۹۵۹ دفتر اول که مولانا حکایت توصیه پیامبر را می‌آوردکه به علی می گوید به پیران مراجعه کن تا از خطا محفوظ باشی.همان طور که سعدی نیز در همین قرن حکایت اعتراف علی ع به خطای خود را بیان می کند.
یا حکایات مربوط به اسلام نیاوردن ابوطالب پدر علی ع را می‌آورد.(به نظر می رسد این دیدگاه به جهت چهره تاریخی علی ع در آن عصر است)
و دیدگاه دوم دیدگاه عرفانی مربوط به چهره دیگر علی ع در عرفان و تصوف:
-ماه در برابرش سجده می کند.
-مانند ابر رحمت موسی است که غذا می‌آوردبرای بنی اسرائیل
-سراسر عقل و بینایی است و رازگو
بازگو ای باز پر افروخته۳۷۸۳
با شه و با ساعدش آموخته
بازگو ای باز عنقا گیر شاه
ای سپاه اشکن به خود نی با سپاه
علی عقابی است آموخته دست خداوند که سیمرغ شکار می کند.(این بیت حافظ در وصف انسان کامل، می تواند تحت تاثیر مولانا باشد:
شاهین صفت چو طعمه چشیدم
ز دست شاه
کی باشد التفات به صید کبوترم)
تمثیلات درخواست از علی ع برای بازگویی راز نکشتن پهلوان :
-ماه بدون گفتگو هم راهنماست اما اگر سخن بگوید نور در نور می شود
-تو شهر علم را در هستی و تا این در باز نشود کسی گمان نمی کند دری هم وجود دارد مثل درویشی که در ویرانه ای گنج پیدا کرد و پس از آن همیشه به ویرانه ها می رفت.
-سخن گفتن او جان را به جنبش می‌آوردمثل حیات یافتن جنین با نور خورشید.
همان طور که خورشید میوه ها را می پزد و جواهرات را درست می کند.

کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای