چون دمنه بدید که شیر در تقریب گاو چه ترحیب مینماید و هر ساعت در اصطفا و اجتبای وی میافزاید دست حسد سرمه بیداری در چشم وی کشید و فروغ خشم آتش غیرت در مفروش وی پراگند تا خواب و قرار از وی بشد.
نزدیک کلیله رفت و گفت: ای بذارذر، ضعف رای و عجز من میبینی؟ همت بر فراغ شیر مقصور گردانیدم و در نصیب خویش غافل بودم، و این گاو را بخدمت آوردم تا قربت و مکانت یافت و من از محل و درجت خویش بیفتادم. کلیله گفت: که ترا همان پیش آمد که پارسا مرد را. دمنه گفت: چگونه؟
گفت:



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: دمنه مشاهده میکند که شیر با استقبال و محبت به گاو نزدیک میشود و این احساس حسد را در او بیدار میکند. او به دلیل ترس از کاهش مقام و اعتبارش، به کلیله میگوید که به خاطر ضعف خود، به گاو خدمت کرده و به جایگاه او کمک کرده است، در حالی که خودش از مقام و موقعیتش افتاده است. کلیله به او یادآوری میکند که در چنین شرایطی، همان سرنوشتی برای دمنه پیش آمده که پیشتر برای پارسا مرد گفته بود.
هوش مصنوعی: دمنه وقتی دید که شیر چقدر به گاو محبت و احترام میکند و هر لحظه به تمایل و علاقهاش به او میافزاید، حسدش بیدار شد. او دچار خشم و ناراحتی شد و این احساسات باعث شد تا آرامش و خواب از او برود.
هوش مصنوعی: نزدیک کلیله رفت و گفت: ای بذارذر، آیا ضعف نظر و ناتوانی من را میبینی؟ من تمام تلاش خود را بر روی آرامش شیر متمرکز کرده بودم و در مورد خودم غافل بودم. این گاو را به خدمت آوردم تا نزدیکی و مقام پیدا کند، اما من از جایگاه و مرتبه خود کاسته شدم. کلیله پاسخ داد: تو به همان سرنوشتی دچار شدی که برای مرد پارسا پیش آمد. دمنه پرسید: چگونه؟
هوش مصنوعی: شما بر اساس دادههایی که تا مهر 1402 در دسترس هستند، آموزش دیدهاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.