زاغ گفت: شنودن سخنی که از منبع حکمت زاید از فواید خالی نباشد، لکن بکرم و سیادت و مردمی و مروت آن لایق تر که بر قضیت حریت خویش بروی و سخن مرا باور داری، و این کار در دل خویش بزرگ نگردانی و ازاین حدیث که «میان ما طریق مواصلت نامسلوکست. » درگذری، وبدنی که شرط مکرمت آنست که بهره نیکیی راه جسته آید. و حکما گویند که دوستی میان ما ابرار و مصلحان زود استحکام پذیرد و دیر منقطع گردد، و چون آوندی که از زر پاک کنند،دیر شکند و زود راست شود، و باز میان مفسدان و اشرار دیر موکد گردد زود فتور بدو راه یابد، چون آوند سفالین که زود شکند و هرگز مرمت نپذیرد، و کریم به یکساعته دیدار و یک روزه معرفت انواع دل جویی و شفقت واجب دارد، دوستی و بذاذری را بغایت ببلطف و نهایت یگانپگی رساند، و باز لئیم را اگرچه صحبت و محبت قدیم موکد باشد ازو ملاطفت چشم نتوان داشت، مگر در یوبه امید و هراس بیم باشد. و آثار کرم تو ظاهر است و من بدوستی تو محتاج، و این در را لازم گرفته ام و البته بازنگردم و هیچ طعام و شراب نچشم تا مرا بصحبت خویش عزیز نگردانی. موش گفت: موالات و مواخات ترا بجان خریدارم، و این مدافعت در ابتدای سخن بدان کردم تا اگر غدری اندیشی من باری بنزدیک خویش معذور باشم، و بتوهم نگویی که او را سهل القیاد و سست عناد یافتم. والا در مذهب من منع سائل، خاصه که دوستی من برسبیل تبرع اختیار کرده باشد، محظور است
پس بیرون آمد و بر در سوراخ بیستاد. زاغ گفت: چه مانع میباشد از آنچه در صحرا آئی و بدیدار من موانست طلبی؟ مگر هنوز ریبتی باقی است؟ موش گفت: اهل دنیا هرگاه که محرمی جویند و نفسهای عزیز و جانهای خطیر فدای آن صحبت کنند، تا فواید و عواید آن ایشان را شامل گردد و برکات و میامن آن بر وجه روزگار باقی ماند، ایشان دوستان بحق و برادارن بصدق باشند، و آن طایفه که ملاطفت برای مجازات حال و مراعات وقت واجب بینند و مصالح کارهای دنیاوی اندران برعایت رسانند مانند صیادانند که دانه برای سود خویش پراگنند نه برای سیری مرغ. و هر که در دوستی کسی نفس بذل کند درجه او عالی ترازان باشد که مال فدا دارد
و پوشیده نماند که قبول موالات گشادن راه مواخات و ملاقات با تو مرا خطر جانی است، و اگر بدگمانیی صورت بستی هرگز این رغبت نیفادی. لکمن بدوستی تو واثق گشته ام و صدق تو در تحری مصداقت من از محل شبهت گذشته است، و از جانب من آن را باضعاف مقابله میباشد. اما ترا طارانند که جوهر ایشان در مخالفت من چون جوهر توست، و رای ایشان در مخالصت من موافق رای تو نیست. ترسم که کسی ازیشان مرا بیند قصدی اندیشد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: زاغ به موش میگوید که شنیدن سخن حکمتآمیز سودمند است، اما بر توست که به حریت و آزادیات احترام بگذاری و به سخنان من اعتماد کنی. دوستی واقعی میان افراد خوب و نیکخواه مستحکم و پایدار است، در حالی که دوستی میان افراد بد و مفسد زود شکسته میشود. زاغ خاطرنشان میکند که لطف و کرم در دوستیها باید بروز کند و از موش میخواهد تا به دوستیشان ادامه دهد. موش نیز میگوید که از دوستی زاغ خرسند است اما به دلیل خطرات دنیا، احتیاط میکند و نمیتواند خود را کاملاً رها کند. او به زاغ اطمینان میدهد که دوستیش برای او ارزشمند است، اما از هرگونه عواقبی که ممکن است به خاطر این دوستی ایجاد شود هراسان است. به طور کلی، این گفتگو نشاندهندهی اهمیت دوستی راستین و خطرات آن در دنیای مملو از نفاق و سوءظن است.
هوش مصنوعی: زاغ به موش گفت: شنیدن سخن حکمتآمیز بیفایده نیست، اما شایستهتر است که تو حریت خود را حفظ کنی و به سخنان من ایمان بیاوری. بر این واقعیت که راه ارتباط میان ما باز نیست، غفلت نکن. انسان باید در مسیری که به نیکی میانجامد، حرکت کند. حکمای ما میگویند دوستی بین نیکان و اصلاحگران قویتر و پایدارتر است، در حالی که رابطه بین افراد ناپاک و بد، زودتر متزلزل میشود. دوستی و مهربانی باید در اوج باشد و فرد شریف به سرعت به دلجویی و محبت میپردازد. اما در مورد افراد پست، حتی اگر دوستی قدیمی بین ما وجود داشته باشد، نمیتوان به ملاطفت آنها امید بست، جز در مواقعی که ترس یا امیدی برای آنها وجود داشته باشد. من به مهربانی و دوستی تو نیاز دارم و به خاطر این رابطه از هیچ چیز، حتی غذا و نوشیدنی خودداری میکنم تا تو مرا عزیز بداری. موش پاسخ داد: من به دوستی و ارتباط با تو اهمیت میدهم و این احتیاط را در ابتدای صحبت به عمل آوردهام تا اگر فکری بد درباره من داشتی، در نزد خود معذور باشم. در مذهب من، منع کردن درخواستکننده، بهویژه در دوستی که بر اساس لطف و محبت بنا شده، ناپسند است.
هوش مصنوعی: سپس بیرون آمد و در ورودی ایستاد. زاغ پرسید: چرا نمیآیی و با من ملاقات نمیکنی؟ آیا هنوز تردیدی باقی مانده است؟ موش پاسخ داد: مردم دنیا هر زمان که به دوستی و نزدیکی نیاز دارند، جان و نفسهای ارزشمند خود را برای آن صحبت فدای میکنند تا از فواید و برکات آن بهرهمند شوند و این برکات در مدت زمان طولانی باقی بمانند. آنان دوستان واقعی و برادران با صداقت هستند. اما گروهی وجود دارند که تنها برای جبران مشکلات و توجه به زمان و شرایط به محبت میپردازند و مثل صیادانی هستند که دانه را برای منافع خود پخش میکنند، نه برای سیر کردن پرندگان. و هر کسی که در دوستی کسی جان خود را فدا کند، مقامش بالاتر از آنهایی است که تنها مال خود را فدای او میکنند.
هوش مصنوعی: نباید از نظر دور داشت که پذیرش ارتباط نزدیک و دوستی با تو برای من میتواند خطراتی به همراه داشته باشد. اگر تو نسبت به من بدگمان شوی، دیگر تمایلی به دوستی نخواهی داشت. اما من به دوستیات اطمینان پیدا کردهام و صداقت تو در برخورد من با شک و تردید کاملاً روشن است. از طرف من، این احساس دوستی چندین برابر شده است. اما باید توجه داشته باشی که برخی افراد، در تضاد با من، شخصیتشان مشابه توست و نظر آنها درباره دوستی و صمیمیت با من برعکس نظر توست. نگرانم که یکی از آنها من را ببیند و قصدی پلید در سر داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.