بگردید بخت از شه کامکار
بفرمود تا برکشیدند دار
کشیدند دار آن زمان یوزبان
جهان را بسی هست زین در نهان
دلیران بکردند باران تیر
نظاره بر او بود برنا و پیر
فلک را همیشه چنین است کار
برآرد وز آن پس برآرد دمار
منه دل بر این گوژ پشت ای پسر
که بسیار چون تو بکشت ای پسر
وز آن پس بفرمود ارژنگ را
که روشن کن از خویش اورنگ را
که زیبد تو را تاج مهراج شاه
نهاد آن زمان بر سر آن تاجگاه
نشست از بر تخت و شادی گزید
همه هند در زیر بند آورید
چو شاه سراندیب ارژنگ شد
فرانک از آن شاه دلتنگ شد
مرا گفت کای زندگی در خور است
که ارژنگ مر هند را مهتر است
مرا بی گمان کاین بد از روزگار
رهانیدمی پیش از این روزگار
شدی کشته ماندی بجا باب من
نگشتی چنین تیره از آب من
یکی دام افکند بر راه شاه
بپیچید دیوش سر از دار راه
طلب کرد بهزاد را پیش خویش
که شه را بگو ای یل پاک کیش
که سازد مرا سرفراز جهان
بیاید به مهمانی من دوان
کند روشن از روی خود جان من
شود شاه یک روز مهمان من
بشد پیش ارژنگ و بهزاد گفت
چو بشنید ارژنگ زو برشکفت
سوی خو(ا)ن او رفت ارژنگ شاه
نه آگاه از گردش مهر و ماه
فرانک بیامد به نزدیک او
به جوش از پی مکر بد دیک او
زمین را به مژگان بر شه برفت
دعائی بر آن شهنشاه گفت
نوازش نمودش بسی گشت شاد
که بادت پر از بر درخت مراد
تو را صبر بادا ز مرگ پدر
تو سر سبز بادی همه ساله در
فرانک بدو گفت که ای شهریار
تو باشی (همه) ساله به روزگار
هزاران چو هیتال بادت رهی
همیشه کند دولتت همرهی
وز آن پس یکی مجلس شاهوار
بیاراست از بهر این نامدار
بمن بر از آن داروی هوش بر
برآمیخت پنهان از آن تاجور
از آن می چو یک جام شد کرد نوش
فرو رفت و شد از بر شاه هوش
دلیران همه مست و بیهش شدند
همه بی خور و خواب خامش شدند
دو صد مرد جنگی بدش در کمین
برون آمدند از کمین گاه هین
به بستند مر جمله را دست و پای
هر آنکو در آن مجلس آمد بجای
همان گرد بهزاد و شنگاوه را
دلیران و گردان و جنگ آورا
هر آنکس که دربند ارژنگ بود
برون کرد از بند و از تنگ رود
سپه داری خود به یل اردشیر
سپرد آن زمان آن مه شیرگیر
بسر بر نهاد آن زمان تاج را
بیاراست آن تخت مهراج را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن داستانی از افسانههای ایرانی روایت میشود که به بخت و تقدیر مرتبط است. شه کامکار تصمیم میگیرد که یوزبان به دار آویخته شود. دلیران به جنگ مشغول میشوند و در این حین ارژنگ به تخت نشسته و تاج مهراجی بر سر میگذارد. فرانک، که به ارژنگ دلتنگ است، از او میخواهد که به مهمانی بآید و در تلاش است تا ارژنگ را از غم پدرش دلداری دهد.
در ادامه داستان، ترکیبی از دوستی و مکر به تصویر کشیده شده است، اما در نهایت ارژنگ به مهمانی میرود و در این مسیر، توسط دشمنانش مورد حمله قرار میگیرد. در یک مجلس شاهانه، با نوشیدنی مسموم، دلیران به تله میافتند و در نهایت آنها اسیر میشوند.
داستان به نوعی به موضوع تقدیر، قدرت و نیرنگ در زندگی پادشاهان پرداخته و به پیچیدگیهای روابط انسانی و سیاسی در زمانه خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: قدرت و دستوری از پادشاه نیکوکار صادر شد که دستور دادند تا دار را برافرازند و بالا ببرند.
هوش مصنوعی: در آن زمان، یوزها (گربهسانان بزرگی که در فارسی به آن یوز میگویند) را به دار آویختند. در جهان چیزهای زیادی وجود دارد که از این موضوع پنهان است.
هوش مصنوعی: مردان شجاع تیرهای خود را پرتاب کردند و در این حال، چه جوانان و چه پیروان، به تماشای آن بودند.
هوش مصنوعی: آسمان همیشه به همین شکل عمل میکند و بعد از آن، سرنوشت افراد را رقم میزند.
هوش مصنوعی: عاشق این فرد با قامت خمیده نشو، زیرا خیلیها مانند او به زندگی پایان دادهاند.
هوش مصنوعی: پس از آن، به ارژنگ دستور داد تا تخت خود را از وجودش روشن و خالی کند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تاجی که مناسب توست، مانند تاجی که بر سر شاهان میگذارند، در زمان مناسب بر سرت قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر، زمانی که لایق و شایسته آن باشی، مقام و جایگاه بلندمرتبهای نصیبت خواهد شد.
هوش مصنوعی: او از تخت نشسته و شادی را برگزید و همهی هند را زیر فرمان خود آورد.
هوش مصنوعی: وقتی که شاه سراندیب به قدرت رسید، فرانک به خاطر آن شاه احساس ناراحتی و دلتنگی کرد.
هوش مصنوعی: من به من اظهار داشت که ای زندگی، تو ارزشمندتر از هر چیزی هستی، زیرا ارزش تو از بزرگی و مقام مر هند بالاتر است.
هوش مصنوعی: بدون شک، این بدی که از روزگار به من رسید، مرا رهانید و نجات داد از پیش از این دوران.
هوش مصنوعی: تو در عشق من چنان اسیر شدی که به خاطر من جان سپردی، اما افسوس که نتوانستی درون من را درک کنی و به همین دلیل، حالت چنین تیره و ناامید باقی مانده است.
هوش مصنوعی: یک نفر در مسیر شاه دام گذاشت، و دیو از دور راه را تغییر داد.
هوش مصنوعی: بهزاد را احضار کردند که به شاه بگوید ای جوان نیکوکار و بیآلایش.
هوش مصنوعی: کسی که مرا به افتخار و بزرگی برساند، باید با شتاب به دیدن من بیاید.
هوش مصنوعی: روشنایی چهرهات جان من را به زندگی برمیگرداند و ای کاش روزی شاهانه به مهمانی من بیایی.
هوش مصنوعی: به نزد ارژنگ، بهزاد گفت و وقتی ارژنگ این سخن را شنید، شگفتزده شد.
هوش مصنوعی: ارژنگ شاه به سمت خواب او رفت، در حالی که از تغییرات و تحولات زمان و طبیعت بیخبر بود.
هوش مصنوعی: فرانک به نزد او آمد و از شدت خشم و ناراحتی به دنبال حیلههای بد او رفت.
هوش مصنوعی: با نازکی و زیبایی چشمها، به زمین دعا کرد و برای آن پادشاه بزرگ، دعایی بیان کرد.
هوش مصنوعی: او را بسیار نوازش کرد و شاد شد، که باد درخت آرزوها را پر از میوه کرد.
هوش مصنوعی: اینجا به آرامش و صبوری در مواجهه با مرگ پدر اشاره شده است و بیان میکند که این صبر میتواند به مانند یک درخت سرسبز باشد که هر ساله با حیات و جوانی خود، یاد و خاطره پدر را زنده نگه میدارد.
هوش مصنوعی: فرانک به او گفت که ای پادشاه، تو همیشه در طول سال در زمان خودت زندگی کن.
هوش مصنوعی: هزاران نفر همچون هیتال به تو کمک میکنند و همواره برکت و خوشبختی تو را همراهی خواهند کرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، مجلسی باشکوه و با شکوه برای این شخصیت بزرگ ترتیب دادند.
هوش مصنوعی: به من از آن داروی هوش بده که به آرامی با آن تاجور ترکیب شده است.
هوش مصنوعی: از آن شراب یک جام نوشید و همچون هوش از ذهن پادشاه ناپدید شد.
هوش مصنوعی: دلیران همه تحت تأثیر قرار گرفته و در حالت گیجی و بیخبری هستند، همه بدون خوردن و خوابیدن در سکوت فرورفتهاند.
هوش مصنوعی: دویست مرد جنگی به طور پنهانی از مخفیگاه خود بیرون آمدند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به آن مجلس وارد شد، دست و پای همه را بستند.
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصیتهای شجاع و جنگجو اشاره شده که مانند بهزاد و شنگاوه، دلیر و با courage هستند. این افراد در میدان جنگ و نبرد، جرات و قدرت خود را نشان میدهند و از دیگران متمایز میشوند.
هوش مصنوعی: هر کسی که گرفتار زرق و برق و دنیا باشد، از این قید و بندها رها میشود و به آزادی واقعی دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در آن زمان، جنگاور بازی را به دست اردشیر سپرد که همانند شیر، قدرت و مهارت زیادی داشت.
هوش مصنوعی: در آن زمان، تاج را بر سر گذاشت و تخت پادشاه را آراست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.