به شادی نشست از بر تخت عاج
فشاندند گوهر دلیران تاج
به شاهی بر او هندیان آفرین
بخواندند شد نام او بر نگین
جهان جوی را خواست سازد تباه
بشد ارده شیر آن زمان پیش گاه
که اکنون چه شاهی بتو راست شد
دلت آنچه از دهر می خواست شد
مکش مرد را و بدارش به بند
چنین بسته با حلقه های کمند
مبادا سپهبد برآید ز راه
شود خواستار جهان جوی شاه
تو را با سپهدار خود تاو نیست
برابر بشیر ژیان گاو نیست
ورا گر سر از تن بری دور نیست
که از خون او فتنه دستور نیست
نخست او بدی چاکر شاه ما
که اکنون چنین است بدخواه ما
فرانک چو بشنید از او این سخن
پسندید و شد شاد در انجمن
دل از کین بهزاد آکنده کرد
همه تخم دانش پراکنده کرد
برآشفت و لب را پر از باد کرد
نگه بر سوی گرد بهزاد کرد
بدو گفت ای ناکس و ناسزا
ز بهر چه کردی تو شه را تباه
چه یارا تو را آنکه شاهی کشی
بخون شهی تیغ کین برکشی
بفرمود کو را برند از برش
سر بی بهایش برند از سرش
دلیران چه بردند از پیش شاه
بشد اردشیر آن زمان پیش گاه
بدو گفت کای شاه آزاده بخت
همیشه ترا باد آماده تخت
ورا نیز گر آوری زیر بند
بسی آید از شهریاران پسند
تو گر از سپهبد بریدی امید
توانش ازین پس ز تن سر برید
چه هیتال زنده نگردد هزار
چه بهزاد اگر برکشی سربدار
ور این نیز در بند باید کشید
بدان تا چه آید ز گردون پدید
ورا نیز بردند و کردند بند
به نزدیک ارژنگ شاه سرند
چو خوش گفت این داستان را به چنگ
که زنهار با کس مکن رای جنگ
که نیکوتر از آشتی چیز نیست
که در جنگ جز خنجر تیز نیست
چه کشتی و کشتی یکی را به جنگ
بخون کسانش میالای چنگ
که آخر کنندت بخون قصد جان
مشو میهمان خویش او را بخان
بدو راست شد شاهی هند و سند
زکجر(ا)ت تا مرز بوم سرند
ز دفتر شنیدم که یکسال راست
نشست از بر تخت هیتال راست
شهنشاه ارژنگ بودش ببند
بدین سال یک زیر خم کمند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان دربارهی یک شاه به نام اردشیر است که بر تخت نشسته و به پیروزیهای خود بر دلیران افتخار میکند. در این میان، جنگی در حال شکلگیری است و عدهای به او مشاوره میدهند که مراقب باشد و باری از کشتن و جنگ دوری کند. بهزاد، یکی از دلیران که به اردشیر حسادت میکند، تلاش میکند تا او را به زوال بکشاند. اما اردشیر و همراهانش با هم متحد میشوند تا از شر او در امان بمانند و به صلح و آرامش فکر کنند. در نهایت، اردشیر به عنوان شاهی آگاه و با تدبیر شناخته میشود که بر تخت سلطنت خود مینشیند و بر سرزمینهای خود حکمرانی میکند.
هوش مصنوعی: او بر روی تختی از عاج نشسته و به نشانه جشن و خوشحالی، جواهراتی که نشانه دلیری و شجاعت هستند، بر سرش قرار دادهاند.
هوش مصنوعی: هندیان برای او دعا و ستایش کردند و نامش بر روی انگشتری نقش بسته شد.
هوش مصنوعی: جهان خواسته بود که در جستجوی خود به جایی برسد، اما ارادهی قوی و همچون شیر او را به شکست و تباهی رساند.
هوش مصنوعی: اکنون که خداوندگار تو به قلبت نزدیک شده، آنچه را که در این دنیا آرزو داشتی به حقیقت پیوسته است.
هوش مصنوعی: مرد را نکش و او را به بند نکش، چراکه چنین فردی به دامهای محکم گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: مبادا فرماندهای از راه بیفتد و آرزوی سلطنت و تسلط بر دنیا را داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو که به خوبی و شجاعت شهرت داری، نمیتوانی با کسی که در میدان نبرد تجربهی بیشتری دارد، مقایسه شوی؛ مانند این است که بخواهیم صدای یک بوقلمون را با صدای یک گاو مقایسه کنیم.
هوش مصنوعی: اگر او را از تن جدا کنند، دور از انتظار نیست که از خون او فتنهای به وجود نیاید.
هوش مصنوعی: در ابتدا، او کسی بود که به ما خدمت میکرد و حالا مانند یک دشمن برای ما عمل میکند.
هوش مصنوعی: فرانک وقتی این صحبت را از او شنید، خوشش آمد و در جمع خوشحال شد.
هوش مصنوعی: دل به شدت از کینه و حسد پر شده و تمامی اصول و دانشهایی که دارد را به دیگران منتقل کرده است.
هوش مصنوعی: او ناراحت شد و با لبهایی پر از نارضایتی به دور و بر نگاه کرد و توجهش به گرد و حاشیه محیط معطوف شد.
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای بیخود و نالایق، چرا به خاطر تو پادشاه را به زحمت انداختی؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آیا تو توانایی داری که در جنگ و نبرد، خون پادشاهی را بریزی و با شمشیر کینهتوزی، به نبرد بپردازی؟
هوش مصنوعی: او دستور داد که کسی را از کنار خودش ببرد و سرش را بیهیچ هزینهای از او جدا کنند.
هوش مصنوعی: دلیران چه خیری از پیش شاه بردند؟ در آن زمان، اردشیر به حضور دربار آمد.
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای پادشاه آزاد و خوشبخت، همیشه باد به نفع تو و برای حمایت از تختت بوزد.
هوش مصنوعی: اگر تو او را به زیر بند درآوری، دوستی و محبت بسیاری از پادشاهان را به دست خواهی آورد.
هوش مصنوعی: اگر تو از فرمانده جدا شوی، دیگر امیدی به توانایی او نخواهی داشت و از این پس هیچ امیدی به کمک او نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: اگر یک هزار نفر را بکشی، زندگی آنها همچنان ادامه خواهد یافت و زنده نخواهند شد، اما اگر برادر را بکشید، او به عنوان یک فرد خاص و مهم از میان برمیدارد و این واقعه تأثیر عمیقتری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر باید این بار هم در سختی و بندگی زندگی کنیم، باید ببینیم که در نهایت چه چیزی از آسمان و سرنوشت برای ما نمایان میشود.
هوش مصنوعی: آنها او را نیز به بند کشیدند و به نزد شاه ارژنگ در سرند بردند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی این داستان را به خوبی نقل کرد، مراقب باش که با هیچکس درباره جنگ مشورت نکنی.
هوش مصنوعی: بهتر از آشتی و صلح هیچ چیز وجود ندارد، زیرا در جنگ فقط سلاحهای تیز و خطرناک وجود دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به انتقاد از درگیریها و جنگهایی اشاره دارد که به خاطر مسائل شخصی و ظاهری بین افراد یا گروهها رخ میدهد. به این معنا که در این جنگها و نزاعها، نتیجهای جز خونریزی و ویرانی برای کسانی که درگیر این مسائل هستند در پی نخواهد داشت. بنابراین، بهتر است از این درگیریها دوری کنید و به جای جنگ، به فکر صلح و آرامش باشید.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی را به مهمانی دعوت کنی، مراقب باش که او به قصد آسیب رساندن به تو نیاید.
هوش مصنوعی: شاه هند و سند به درستی به سرحد سرند رسیدند، زیرا کجرات به آنها مربوط میشود.
هوش مصنوعی: از کتاب شنیدم که یک سال بهطور صحیح بر تخت هیتال نشسته است.
هوش مصنوعی: شهنشاه ارژنگ تصمیم دارد که در این سال یک زیر بند کمند ببندد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.