گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
انوری

ای ماه ز سودای تو در آتش تیز

چون سوخته گشتم آبرویم بمریز

چون چرخ ستیزه‌روی با من مستیز

من در تو گریختم تو از من مگریز

اوحدالدین کرمانی

حکمی که ازو چاره نباشد پرهیز

فرموده و امر کرده از وی بگریز

وانگه به میان امر و نهیش عاجز

درمانده جهانیان که کژدار و مریز

شاه نعمت‌الله ولی

حکمی از او محال باشد پرهیز

فرموده و امر کرده از وی مگریز

آن کو به میان امر حکمش عاجز

درماند و دلفکار ، کجدار و مریز

اهلی شیرازی

با فتنه عشق خوبرویان مستیز

خون خود از آب دیده خویش مریز

ما غرقه شدم و میبرد ما را سیل

باری تو که بر کنار سیلی بگریز

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه