گنجور

 
محتشم کاشانی

از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است

دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است

از خود نگشته است به کس آشنا دلی

راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است

تاره به جام خانه چشمم فکند عکس

این خانه از پری چو پری خانه پر شده است

از جرعه‌ای که ریخته ساقی به جام ما

گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است

رگهای جانم از گرهٔ غم به ذکر هجر

چون رشتهای سجه صد دانه پر شده است

عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات

قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است

گردد مگر به وصف تو مقبول اهل طبع

دیوان محتشم که ز افسانه پر شده است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است

بیرون روم که از پری این خانه پر شده است

خون می خورد ز تنگی جا، حرف آشنا

از بس دلم ز معنی بیگانه پر شده است

بلبل کند به غنچه غلط، خانه مرا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشتاق اصفهانی

از دوست قالب من دیوانه پرشده است

جسمم ز جان تهی وز جانانه پر شده است

خون دل از غمت همه در چشمم آمده است

مینا تهی ز باده و پیمانه پر شده است

گردد چگونه سبز بکوی تو آشنا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه