این است که خوار و زارم از وی
درهم شده کار و بارم از وی
این است که در جهان به صدرنگ
گردیده خزان بهارم از وی
اینست آن که امروز
افسانهٔ روزگارم از وی
تا پای حیات من نلغزد
من دست هوس ندارم از وی
روزی که به دلبری میان بست
شد دجلهٔ خون کنارم از وی
ای ناصح عاقل آن کمر بین
اینست که من نزارم از وی
در زیر قباش آن بدن بین
اینست که زیر بارم از وی
آن بند قبا که بسته پیکر
اینست که بسته کارم از وی
آن خال ببین بر آن زنخدان
اینست که داغدارم از وی
آن زلف ببین بر آن بناگوش
اینست که بیقرارم از وی
آن درج عقیق بین میآلود
اینست که در خمارم از وی
آن نرگس مست بین بلابار
اینست که اشگبارم از وی
آن ابرو بین به قابلی طاق
اینست که سوگوارم از وی
آن کاکل شانه کرده را باش
اینست که دل فکارم از وی
حاصل چه عزیز محتشم اوست
من ممنونم که خوارم از وی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از حالات و احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش سخن میگوید. او به شدت تحت تأثیر عشق خود قرار گرفته و از بیقراری، درد و رنجی که از این عشق میبرد، مینالد. او به چهره و ویژگیهای محبوبش اشاره میکند و هر کدام از آنها را دلیلی برای رنج خود میداند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که این عشق او را در حالتی زار و خوار قرار داده و در عین حال به حسرت و شکرگزاری از عشقش نیز اشاره دارد. به طور کلی، شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و دشواریهایی است که عاشق به خاطر عشقش متحمل میشود.
هوش مصنوعی: من از او به شدت ضعیف و ناتوان شدهام و زندگیام تحت تاثیر او خراب و مختل شده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا به سرعت به حالت پاییزی درآمدم، به گونهای که زندهدلی و شادی بهاری که از او بود، از من گرفته شده است.
هوش مصنوعی: این شخص، امروز داستان زندگی من را تشکیل میدهد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگیام در خطر نیفتد، من به تمایلات و خواستههای نفسانی خود توجهی ندارم.
هوش مصنوعی: روزی که دلبر من به این دنیا قدم گذاشت، دجله که نماد عشق و احساسات است، پر از خون و غم بود.
هوش مصنوعی: ای آگاه و خردمند، تو باید بدانی که حال و روز من به گونهای است که نمیتوانم از او دوری کنم.
هوش مصنوعی: زیر لباس او بدنی وجود دارد که من به خاطر او زیر بار مشکلات و سختیها قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: آن دکمهای که بر روی لباس من است، همان چیزی است که کارهایم به آن وابسته است.
هوش مصنوعی: آن خال روی زنخی به من نگاه کن، دلیل اندوهم همین است که از او دلتنگم.
هوش مصنوعی: این زلف زیبا را ببین که به گوشش آویخته شده است، همین باعث شده که من نتوانم آرامش داشته باشم و از او بیقرار شوم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن سنگ عقیق که در میان شراب میرقصد، نماد حالتی است که من به خاطر آن شخص خاص در حالت مستی و غفلت هستم. در واقع، وجود آن شخص برای من به اندازهای اهمیت دارد که من در دنیای نشئگی و خمار به سر میبرم.
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و شگفتانگیز در میان باغچه به قدری دلرباست که باعث گریه و بیتابی من میشود.
هوش مصنوعی: این ابروی زیبا به قدری دلرباست که من از دیدن او به شدت دلتنگ و غمگین شدهام.
هوش مصنوعی: آن کسی که موهایش را شانه کرده و آراسته است، به من نشان میدهد که دل من به خاطر او مشغول است.
هوش مصنوعی: من از او که جایگاه والایی دارد سپاسگزارم، هرچند که برای او ناچیز و بیارزش محسوب میشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.