آمدم با نالههای زار هم دم هم چنان
مهر برجا عشق باقی عهد محکم همچنان
سر ز سوداهای باطل رفته بر باد و مرا
عزم پابوس تو درخاطر مصمم هم چنان
کشور جان شد ز دست و قلعهٔ تن پست گشت
بر حسار دل هجوم لشگر غم هم چنان
از نم سیلی فنا شد صورت شیرین ز سنگ
صورت شیرین او در چشم پرنم هم چنان
عالمی از خویشتن داری به مستوری مثل
من به شیدائی علم رسوای عالم هم چنان
خلق از امداد عالم گرم شور و مست عیش
من به مرگ بخت خود مشغول ماتم هم چنان
عاشق محروم مرد از رشگ در بزم وصال
با همه نامحرمیها غیر محرم هم چنان
یافت منشور بقا مهر فنا بر خاتمه
نام او سلطان دل را نقش خاتم هم چنان
محتشم بر آستان یار شد یکسان به خاک
مدعی پیش سگان او معظم هم چنان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، احساسات عمیق خود را درباره عشق و درد فراق بیان میکند. او با ناله و غم به یاد معشوقش است و نشان میدهد که عشقش همواره پایدار و محکم باقی مانده است. در این راه، او با چالشهای فراوانی مواجه است، از جمله دردهای ناشی از جدایی و احساس ناامیدی. همچنین به تضاد بین شادی دیگران و غم خود اشاره میکند و به وضعیت خود به عنوان یک عاشق ناکام و محروم میپردازد. در نهایت، او بر تقدس و اهمیت معشوقش تأکید میکند و خود را به مقام بندگی و تسلیم در برابر عشق مینگارد.
هوش مصنوعی: به دلیلی ناچاری و غمگینی به سوی تو آمدهام، و هنوز هم عشق و محبت ما پابرجا باقی است، همانطور که عهد و پیمانمان محکم و استوار است.
هوش مصنوعی: از افکار بیفایده و بیمعنا کنارهگیری کردهام و همواره به ذهنم میآید که با اراده و تصمیم قوی، خودم را به پای تو برسانم.
هوش مصنوعی: جان من از دست رفته و حالا جسمم در وضعیت ناپسندی قرار دارد. دل من به شدت تحت فشار است و غم مانند لشکری به آن حمله کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر ریزش آب و اثرات آن، زیبایی و جذابیت او که مانند عسل شیرین بود، از بین رفت. با این حال، در چشمان پر از اشک هنوز هم آن زیبایی و جذابیت باقی مانده است.
هوش مصنوعی: بندهای مانند من که به دلایل عشق و شیدایی، در عین آگاهی و دانش، نمیتوانم خودم را پنهان کنم و در عالم به رسوایی دچار شدهام.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر کمکهای آسمانی در حال شوق و شادی هستند و من در عین حال به خاطر بدبختی خودم در اندوه به سر میبرم.
هوش مصنوعی: عاشق دسترسی به محبوبش ندارد و در آسیب حسد دیگران، در حال جشن و شادی با کسانی که غیر از محبوبش هستند، همچنان به یاد اوست و غم دوریاش را حس میکند.
هوش مصنوعی: در این شعر، به این موضوع اشاره شده است که در دل انسان شرایط و دنیای خاصی وجود دارد که با نمادی از بقا و فنا پوشانده شده است. نامی که به عنوان "سلطان دل" بیان شده، نشان دهندهی مقام و موقعیت والایی است که در این عرصه دارد. خاتم نیز به عنوان نمادی از سرانجام و پایانی مشخص در زندگی و وجود انسان مطرح شده است. به طور کلی، به نوعی تضاد میان جاودانگی و زوال اشاره میکند.
هوش مصنوعی: محتشم در برابر محبوب خود به خاک افتاده است، و همزمان مدعیان او را مانند سگانی که دورش را گرفتهاند، به تحقیر میکوبند. در حالی که او در مقام والا و عظمت خود باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان
با غمت جان بلا فرسوده همدم هم چنان
از سپاه هجر شد معموره عمرم خراب
ملک دل سلطان عشقت را مسلم هم چنان
دیگران در بزم وصلت شادکام و سرفراز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.