گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
وز مهر من گرجان دهم نامهربانی را چه غم
از تلخی هجرم چه باک آن شوخ شکرخنده را
از لب به زهر آلوده شیرین دهانی را چه غم
دل خون شد و غمگین نشد آن خسرو دلها بلی
یک کلبه گر ویران شود کشورستانی را چه غم
ز افتادنم در ره چه باک آن شوخ چابک رخش را
خاری گر افتد در گذر سیلاب رانی را چه غم
من خود ره آن شهسوار از رشک میبندم ولی
گر بگذرد آب از رکاب آتش عنانی را چه غم
ای دل برون رفتن چه سود از صید گاه عشق او
صید ار گریزد صد قدم زرین کمانی را چه غم
چون نیست هیچت محتشم ز آشوب دوران غممخور
صدخانه گر ویران شود بیخانمانی را چه غم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود درباره مرگ، جدایی و ناملایمات زندگی میپردازد. او میگوید اگر به مرگ فکر کند یا از عشق و محبتش سیراب نشود، برای او غمی وجود ندارد. حتی اگر زخمی بخورد یا دلی شکسته داشته باشد، باز هم از آن نمیترسد و احساس میکند که ارزش غم خوردن ندارد. شاعر به ویرانی، از دست دادن و عدم وجود امنیت اشاره میکند، اما در نهایت میگوید که نباید از این مشکلات و آشفتگیها غمگین بود. زندگی و عشق او را از این مسائل رها کرده و او را به صبر و امید دعوت میکند.
هوش مصنوعی: اگر من تصمیم بگیرم که بمیرم، دلی آسوده چه نگرانی دارد؟ و اگر از عشق و محبت خود دست بکشم، بیمحبت بودن چه اشکالی دارد؟
هوش مصنوعی: از جدایی من نگران نباش، زیرا آن معشوق خوشخندهای که لبخندش شیرین است، اگر هم زهر آلود باشد، باز هم دلیلی برای غمگینی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل به شدت ناراحت و غمگین شده، اما خسرو دلها همچنان بیتفاوت است. آیا برای او اهمیت دارد که حتی یک کلبه خراب شود، در حالی که کشوری بزرگ و آباد از بین برود؟
هوش مصنوعی: از زمین افتادن من در مسیر چه اهمیتی دارد؟ آن اسب چابک و زیبا اگر در راه خاری به او برخورد کند، برای دویدن در سیلاب نگران نیست.
هوش مصنوعی: من به خاطر حسادت، خود را کنار میکشم و از او دور میشوم، ولی اگر زمان بگذرد و او از فراز آتش عبور کند، نباید اهمیتی به این موضوع بدهم.
هوش مصنوعی: ای دل، از جایی که در دام عشق او هستیم، چه فایدهای دارد که بخواهیم بیرون برویم؟ حتی اگر او از ما دور شود و به هزاران قدم هم برود، برای ما مهم نیست چون حساسیت و زیبایی او همیشه در دل ما باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر تو چیز باارزشی نداری، نگران آشفتگی دنیا نباش؛ حتی اگر صد خانه هم ویران شود، برای کسی که بیخانمان است، چه غمی دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.