کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
بیحجاب این تحفه پیش دلستان خود کشم
بار دیگر خاکپایش گر به دست افتد مرا
توتیا سازم به چشم خونفشان خود کشم
میدهم خط غلامی نو خطان شهر را
تا به تقریب این سخن از دلستان خود کشم
راز خود گفتم چو بلبل خوار کرد آن گل مرا
آه تا کی خواری از دست زبان خود کشم
از اجل خواهم امانی محتشم کاین نظم را
تحفه سازم پیش یار نکتهدان خود کشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر در آن از تمایل خود برای رهایی از قید جسم و تن سخن میگوید و آرزو دارد که با دلدارش ارتباطی نزدیکتر برقرار کند. او همچنین از تلاش برای جلب توجه معشوق و ابراز وفاداری به او سخن میگوید. شاعر از احساس خواری و رنجشی که از عشق میکشد صحبت میکند و در نهایت آرزو دارد که نظم و اشعار خود را به محبوبش هدیه دهد. به طور کلی، شعر بیانگر عشق عمیق، درد و تلاش برای ارتباط برقرار کردن با معشوق است.
هوش مصنوعی: ای مرگ، تا کی به من مهلت میدهی که من بدون هیچ پردهای از جسمم جدا شوم و این هدیه را برای دلبر خود بیاورم؟
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره پای تو به دستانم بیفتد، چشمانم را با خون خود پر از اشک میکنم و تو را به یاد میآورم.
هوش مصنوعی: من به خطی زیبا و جدید به تزیین شهر میپردازم تا بتوانم این صحبت را به خاطر دل محبوبم بیان کنم.
هوش مصنوعی: من راز دلم را به گلی گفتم، اما آن گل مرا تحقیر کرد. افسوس که تا کی باید ذلت و سرفکندگی را از زبان خودم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: میخواهم از مرگ مهلت بگیرم تا این شعر را به عنوان هدیهای برای دوست دانا و فرهیختهام آماده کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس که درد سر ز فریاد و فغان خود کشم
از دهان چون ناله می خواهم زبان خود کشم
جان برآمد لیکن از دل برنمی آید هنوز
کز دل و جان ناوک ابرو کمان خود کشم
میهمان شد ماه من دردا که جز جان تحفه ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.