به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار میکردم
که جانب داری فهم از ادای یار میکردم
ز بختم با حریفان کار مشکل شد که پی در پی
به تعلیم اشارات نهانش کار میکردم
زبان در بحث با اغیار و دل در مشورت با او
من از دل بیخبر نظارهٔ دیدار میکردم
سخن میگفتم اندر بزم با پهلونشینانش
نظر را در میان مشغول آن رخسار میکردم
نوید بزم خاصم دوش باعث بود در مجلس
که بهر زود رفتن کوشش بسیار میکردم
رقیبی بود در بیداری شبگردیم با او
که پی گم کرده امشب سیر با اغیار میکردم
نهان میخواستم چون از حریفان لطف او با خود
بهر یک حرفی از بیلطفیش اظهار میکردم
در افشای جدل با مدعی از مصلحت بینی
به ظاهر گفتگوئی نیز با دلدار میکردم
نمیشد محتشم گر دوست امشب هم زبان من
میان دشمنان کی جرات این مقدار میکردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تضاد بین محبت و دلسوزی برای معشوق و ظاهرسازی در جمع دوست و دشمن میپردازد. او در مجلس با دوستانش درباره معشوق سخن میگوید، ولی دلش در تنهایی و در کنار معشوق است. شاعر درگیر بحث و جدل با رقبایش است، اما همواره به یاد و خاطر معشوق خود میباشد. او تلاش میکند تا با دیگران در ظاهر هماهنگ باشد، درحالیکه در دل عشق و محبتش را پنهان میکند. نهایتاً، شاعر حسرت میخورد که اگر دوستش در کنار او بود، دیگر به این حد از تقلا میان دشمنان نمیپرداخت.
هوش مصنوعی: من در جلسههای گفتگو، به خاطر خصومت و کینهورزی دشمنان، بهگونهای رفتار میکردم که به جای حرف زدن از یاری، تلاش کردم تا فهم و درک را نشان دهم.
هوش مصنوعی: از سرنوشت من، کار با رقبای خود سخت و پیچیده شده است، به طوری که پیوسته در تلاش بودم تا به یادگیری نشانههای پنهان او بپردازم.
هوش مصنوعی: من در گفتوگو با دیگران زبانم مشغول بود و در دل، به او (معشوق) فکر میکردم؛ اما خودم از دل بیخبر بودم و فقط به دیدن او مشغول بودم.
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و همنشینان، مشغول صحبت بودم و در عین حال نگاهام به زیبایی چهرهاش (محبوب) معطوف بود.
هوش مصنوعی: دیشب در مجلس خاصی، یکی به من نوید داد که زود بروم، به همین دلیل تلاش زیادی کردم تا هر چه زودتر بروم.
هوش مصنوعی: در شبهای بیداری، رقیبی داشتم که همراه او بودم، اما امشب در جستجوی او که گم شده، در میان دیگران حیرت میکردم.
هوش مصنوعی: من در دل میخواستم که مانند حریفان، محبت او را با خود داشته باشم، ولی برای هر یک از سخنانم از بیمحبتیاش حرفی میزدم.
هوش مصنوعی: من به خاطر مصلحت و خودداری از درگیری، با مدعی دربارهٔ جدل صحبت میکردم، در حالی که به ظاهر، گویی با دلدار صحبت میکردم.
هوش مصنوعی: محتشم نمیتوانست با دوستش که در میان دشمنان بود، صحبت کند و اگر هم این کار ممکن بود، او جرات نمیکرد که این مقدار صمیمیت را نشان دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردم
که میگفت از می و مستی و من انکار میکردم
گنهکارانه ماندم سر به پیش غمزهاش آن دم
که ذکر عشق میکرد و من استغفار میکردم
نمیدیدم به سویش تا نمیشد مدعی غافل
[...]
اگر نه احتراز از شادی اغیار میکردم
به هرکس میرسیدم، شکوهای از یار میکردم
ز من، بیرحمیات کس نشنود؛ چون پیش ازین مردم
تو را بیرحم میگفتند و، من انکار میکردم!
به امیدی، که فردا پیش او گویند حال من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.