مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
یوسف مصر وفا گشت به کنعان نزدیک
غم غمین از خبر فرقت دوری شد و گشت
دوری فرقت و محرومی حرمان نزدیک
گشت سررشته بُعد من از آن در کوتاه
شد ره مور به درگاه سلیمان نزدیک
کرد عیسی ز فلک مرحله چند نزول
درد این خاک نشین گشت به درمان نزدیک
بوی خیر آید ازین وضع که یک مرتبه شد
کوی درویش به نزهت گه سلطان نزدیک
قرب آن سرو سمن پیرهن از شوق مرا
چاک پیراهن جان ساخت به جانان نزدیک
محتشم گرچه نشد قطع ره هجر تمام
حالیا راه طلب گشت به جانان نزدیک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، با استفاده از نمادها و استعارهها، به انتقال حس امید و نزدیکی به وصال و پایان دوری اشاره میکند. او از هجرت و دوری صحبت میکند و بیان میکند که با نزدیک شدن به معشوق، غم و درد فراموش میشود. همچنین اشاره به شخصیتهای مذهبی و اسطورهای مثل یوسف و عیسی نیز نشاندهنده امیدواری به بهبود وضعیت و نزدیکی به حقیقت و جمال الهی است. در نهایت، شاعر از تلاش برای رسیدن به معشوق و احساس شوق و امید در دلش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: خوشحالی برای صبر که پایان انتظار و جدایی نزدیک است. یوسف در سرزمین مصر به وفا و محبت نزدیک شده و به سرزمین کنعان نزدیکتر شده است.
هوش مصنوعی: غم و اندوه ناشی از جدایی و دوری کمتر شد و حالا این دوری و محرومیت به حس نزدیکی و حسرت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: سررشتهی دوری من از آن در به کوتاهی درآمد و راه مور به درگاه سلیمان نزدیک شد.
هوش مصنوعی: عیسی از آسمان به چندین مرتبه پایین آمد و پس از تحمل دردهای زندگی، به درمان و آرامش نزدیک شد.
هوش مصنوعی: از وضعیت کنونی بوی خوشی به مشام میرسد، زیرا حالا محله درویش به جایی نزدیک شده که سلطان در آن حضور دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی به آن محبوب، شوق و عشق باعث شده است که پیراهن روح من پاره شود.
هوش مصنوعی: محتشم، اگرچه نتوانست به طور کامل از جدایی خلاص شود، اما حالا مسیر جستجوی خود را به سوی معشوق نزدیکتر کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
چه فروغی دهدم شمع به پایان نزدیک
مکن از گریه مرا منع که واپس نرود
اشگ گرمی که رسیدست به مژگان نزدیک
گریه امشب همه شب گرد دلم میگردد
[...]
شده وقت سفر از منزل جانان نزدیک
چه گشاید دگر از وصل به هجران نزدیک
دو سه روزی مده ای خاک به بادم که شده است
نی سواری دو سه را نوبت جولان نزدیک
بر ره انداخته چشمی که ندارد یعقوب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.