ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند
دایم گل رعنایی بر بار نمیماند
مگذار که نا اهلان چینند گل رویت
کز نار چو گل چینند جز خار نمیماند
می گرچه کمست امشب گر یار شود ساقی
از مجلسیان یک تن هوشیار نمیماند
که مه به تو میماند خوئی که کنون داری
فرداست که در کویت دیار نمیماند
ای دم به دم از چشمت آثار ستم پیدا
تا مینگری از ما آثار نمیماند
بیمار تو را هر بار در تن نفسی میماند
پاس نفسش میدار کاین یار نمیماند
چون محتشم از وصفت خاموش نمیمانم
تا تیغ زبان من از کار نمیماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان زیباییهای گل و عمر کوتاه آن، به ناپایداری زیبایی و محبت اشاره میکند. او میگوید که زیبایی و خوشیهای زندگی دائمی نیستند و باید از آنها بهرهبرداری کرد، زیرا به سرعت میگذرند. شاعری به خطر چینش نااهلان اشاره دارد که ممکن است زیبایی و مهر دیگران را به خطر بیندازند. علاوه بر آن، یادآور میشود که در هر حال، آثار محبت و دلتنگی به راحتی باقی نمیمانند و عمر احساسات و زیباییها کوتاه است و باید قدر آنها را دانست. در انتها، او ناتوانی در بیان عشق و احساساتش را نیز مطرح میکند.
هوش مصنوعی: ای گل، زیبایی تو همیشه نمیماند و جمال دلانگیز تو دائمی نیست.
هوش مصنوعی: اجازه نده که افرادی که شایستگی ندارند، گل زیبای تو را بچینند؛ زیرا از آنجایی که گلها را به دست افرادی ناآگاه میسپارند، فقط خاری باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: امشب با وجود اینکه شراب کم است، اگر یار بیاید، هیچ کس در بین جمعیت نمیتواند هوشیار بماند.
هوش مصنوعی: آنچه که در حال حاضر داری و چهرهات شبیه ماه است، در آینده باقی نخواهد ماند و در آنجا که تو زندگی میکنی، چیزی از تو باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: هر لحظه که به چشمان تو نگاه میکنم، نشانههای ستم و مظلومیت قابل مشاهده است. با این حال، وقتی که به ما مینگری، دیگر چیزی از ما باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: هر بار که بیمار تو را ملاقات میکند، در وجودش حالتی خاص و نگرانکننده وجود دارد. باید مراقب حال او باشی، زیرا این دوست و یار نمیتواند همیشه در کنارت بماند.
هوش مصنوعی: به خاطر تو و زیباییهایت، هیچگاه سکوت نخواهم کرد و تا زمانی که زبانم به کار میافتد، از تو سخن میگویم و بیان نمیکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز به جهان چیزی جز یار نمیماند
جز عمر ولی آن هم بسیار نمیماند
گر جلوه دهد خود را در چارسوی خوبی
حسن رخ یوسف را بازار نمیماند
گر دل طلبد کامی ایّام نمیبخشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.