گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۴۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان

دل ز هجر تو و وصل دگران در زندان

پر گره گشت درونم ز تحمل چون مار

بر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان

صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مرا

غصه چندان که نخواهی و الم صد چندان

کام پر زهر و جگر پر نمک و دل پرخون

می‌نمودم به حریفان لب خود را خندان

در ببستند ز اندیشه پس خم زدنم

در عشرت به رخ اهل محبت بندان

حرف دلکوب حریفان به دلم کاری کرد

که مگر حدت حداد کند با سندان

بی‌حضور تو من و محتشم آنجا بودیم

بر طرب غصه گزینان به الم خورسندان

پس رفتم و این غزل به دستش دادم

و اندر ره معذرت به خاک افتادم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد نوشته:

فکر کنم بیت دوم باید این باشه : بر جگر بسکه در آن حبس فشردم دندان

👆☹

mrz نوشته:

نظر محمد درسته

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.