چنین به اهل وفا خشمگین چرا شدهای
سگ توایم، به ما این چنین چرا شدهای
حدیث مدعیان گر نکردهای باور
به تازه بر سر بیداد و کین چرا شدهای
سر وفا چو نداری، چرا نمیگویی
که آفت دل و آشوب دین چرا شدهای
تو بر سر غضبی با من و درین فکرم
که رنجه از من اندوهگین چرا شدهای
اگر نه میل فراغت بود ترا میلی
به کنج غم، به اجل همنشین چرا شدهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این س poem سخن به تأمل و پرسش درباره دلیل خشم معشوق از وفاداران میپردازد. او خود را همچون سگی در خدمت او معرفی میکند و میپرسد چرا اینچنین خشمگین است. شاعر از او میخواهد که اگر به وفای دیگران اعتقادی ندارد، چرا اینقدر بر بیداد و کینه اصرار دارد. همچنین او را به تأمل در مورد وفایش دعوت میکند و میپرسد اگر دلش گرفته و ناراحت است، چرا اینگونه با او رفتار میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر واقعاً میخواستند از او دور شوند، نباید در غم نشسته و به دلمشغولیها مشغول میشدند.
هوش مصنوعی: چرا به وفاداران اینگونه خشمگین شدهای؟ ما هم مانند سگ وفاداریم، پس چرا با ما اینطور رفتار میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر به سخنان ادعا کنندگان اعتماد نکردهای، پس چرا در برابر ظلم و کینه تازهای که به وجود آمده، ساکت نشستهای؟
هوش مصنوعی: اگر وفای قلبی نداری، چرا نمیگویی که چه چیزی باعث آزار دل و تلاطم در دین تو شده است؟
هوش مصنوعی: تو از دست من ناراحت و عصبانی هستی، اما من در این فکر هستم که چرا تو به خاطر من غمگین و رنجیدهخاطر شدهای.
هوش مصنوعی: اگر به آرامش و خوشی علاقهمند بودی، پس چرا بر گوشهای از غم نشستهای و با مرگ همنشین شدهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.