قوله تعالی: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ» بدان که از اول نماز شب تا بوقت بام دوازده ساعتست، ربّ العالمین جلّ جلاله و تقدّست اسمائه هر ساعتی وقت وظیفه طاعت فرقتی از فرق اهل خدمت ساخته: اول ساعت از ساعات شب وقت عبادت و طاعت پریان بود، صفها بر کشند و بخدمت بایستند. دوم ساعت وقت نماز جانوران اهل دریا بود. سوم ساعت وقت نماز خلقان زیر زمین بود.
چهارم ساعت وقت نماز صابران بود. پنجم وقت نماز فریشتگان خدا بود. ششم وقت نماز و تسبیح ابر و میغ بود. هفتم وقت آرام خلایق و تفکّر اهل حضرت بود. هشتم وقت آرایش بهشت و تعریف جنّات عدن بود. نهم وقت نماز کرام الکاتبین بود. دهم آن ساعتست که درهای آسمان بگشایند و مقرّبان بدرها برآیند و زجل تسبیح و صیاح تهلیل و اصوات تکبیر و نغمات ذکر ایشان عالم قدس بگیرد، اندرین ساعت هر که از خداوند جلّ جلاله حاجتی خواهد اجابت یابد. یازدهم وقت انتشار برکات بود بر زمین که ودایع راحت و بدایع قدرت در جواهر زمین تعبیه کنند. و ساعت دوازدهم که نسیم سحر از مطلع خویش عاشق وار نفس سرد بر آرد آن ساعت وقت نیاز دوستان بود و ساعت راز محبّان و هنگام ناز عاشقان، آن ساعت درهای بهشت گشاده و آن باد سحر گاهی با آن لطافت و راحت و لذت از جانب جنّات عدن روان.
داود پیغامبر (ع) از جبرئیل پرسید که اندر شب کدام وقت فاضلتر؟ گفت ندانم لکن هر شب بوقت سحر عرش ملک بر خود بجنبد.
و فی بعض الآثار یقول اللَّه عزّ و جل ان احبّ احبّای الیّ الّذین یستغفرون بالاسحار اولئک الّذین اذا اردت باهل الارض شیئا ذکرتهم فصرفت به عنهم خنک مر آن بندگان که بوقت سحر استغفار کنند و شراب مهر بجام عشق در آن وقت سحر نوش کنند.
سفیان ثوری گفت بما رسید که از اول شب منادی ندا کند: الا لیقم العابدون، چون شب نیمهای در گذرد منادی ندا کند: لیقم القانتون، چون وقت سحر بود منادیی گوید: این المستغفرون.
فرمان آمد که ای محمّد مقام شفاعت در قیامت مقامی بزرگوار است مقام محمود است و ترا مسلّم است، اما راهش آنست که بشب خیزی و نماز کنی، اشرف الاسباب ما ینال به اشرف العطایا ای محمّد اگر خشنودی ما میخواهی بروز رسالت میگزار، و اگر مقام محمود میخواهی بشب بیدار باش و نماز کن، «عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» رابعه عدویه را میآید که همه شب بیدار بودی، پاس دل داشتی تا صبح صادق بدمیدی، آن گه این بیت گفتی:
یا نفس قومی فلقد نام الوری
ان تفعلی خیرا فذو العرش یری
و انت یا عین اهجری طیب الکری
عند الصّباح یحمد القوم السّری
و قیل المقام المحمود هو المجالسة فی حال الشّهود، مقام محمود خاصّه مصطفی است (ص) در خلوت «أَوْ أَدْنی» بر بساط انبساط، در خیمه «وَ هُوَ مَعَکُمْ» بر سریر اصطفا، شراب «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ» بجام قدس نوشیده و خلعت وصال پوشیده و بدوست «لم یزل» رسیده.
پیر طریقت گفت: الهی بهر صفت که هستم برخواست تو موقوفم، بهر نام که مرا خوانند به بندگی تو معروفم، تا جان دارم رخت ازین کوی بر ندارم، او که تو آن اویی بهشت او را بنده است، او که تو در زندگانی اویی جاوید زنده است، الهی گفت تو راحت دلست و دیدار تو زندگانی جان، زبان بیاد تو نازد و دل بمهر و جان بعیان.
«وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ» قول ابن عباس در معنی این آیت آنست که مصطفی (ص) را اجل نزدیک آمد، او را گفتند که ای مهتر عالم و ای سیّد ولد آدم، بساط اسلام در عالم گسترده شد، خورشید نبوّت تمام تافته شد، سرا پرده شریعت از قاف تا قاف برسید، گوشه تاجت از عرش مجید بر گذشت، طراز رایت حشمت تو بسدره منتهی رسید، قدم همّت تو بقاب قوسین پیوست فریضه و سنّت آموختی، یتیمان را پدری کردی، مهجوران را شفیع بودی، مریدان را دلیل بودی، مهاجر و انصار را تربیت دادی، جنّ و انس را خواندی، اکنون وقت آنست که سفر مبارک پیش گیری، وقتست که گوشوار مرگ در گوش بندگی کنی، وقتست که سر ببالین فنا باز نهی، ما در ازل حکم کردهایم که: «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ».
و در خبرست که مصطفی (ص) در آن بیماری باز پسین امیر المؤمنین علی (ع) را بخواند گفت: یا علی یاری ده تا یک بار دیگر بمسجد باز روم و بمنبر بر آیم و دیده بر چهره یاران و درویشان افکنم و ایشان را وداع کنم، مصطفی (ص) بمسجد رفت و بمنبر بر آمد، با دو چشم گریان و جگر سوزان، روی سوی یاران کرد، گفت: چگونه یاری بودم شما را؟ چگونه رسولی بودم شما را؟
اکنون ما را نوبت رفتن آمد، برید مرگ در رسید، آن ساعت غریوی و زاریی در مسجد افتاد، یاران همه دلتنگ و رنجور، گریان و سوزان و خروشان همیگفتند نیک یاری که تو بودی، نیک رسولی که بما آمدی، رسول (ص) ایشان را وداع کرد و بخانه باز آمد، نه بس بر آمد که برید حضرت رسید و نسیم قربت دمید، پردهها برگرفتند و طوبی و زلفی و حسنی بوی نمودند، مصطفی (ص) آن گه گفت: «ربّ ادخلنی مدخل صدق»
ای امتنی اماتة صدق، «وَ أَخْرِجْنِی» بعد موتی من قبری یوم القیامة، «مُخْرَجَ صِدْقٍ» بار خدایا مرا که از دنیا بیرون بری در لباس سعادت و پیرایه شهادت بر که آن عقبه ایست سخت عظیم و کاری سخت با خطر.
و قال جعفر بن محمّد (ع): ادخلنی القبر و انت عنّی راض و اخرجنی من القبر الی الوقوف بین یدیک علی طریق الصدق مع الصّادقین، «وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً» زیّنی بزینة جبروتک لیکون الغالب علیّ سلطان الحق لا سلطان الهوی.
«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» چهره کائنات و محدثات بظلمت کفر و زحمت شرک پوشیده بود که ناگاه علم دولت نبوت محمّد مرسل از مرکز خطّه مکّه سر بر آورد و انوار اشراق صبح دین از کنج حجره آمنه پیدا آمد، شادی و خرّمی در ممالک افتاد، هر کجا نامداری بود ذلیل گشت، هر کجا تاجداری بود تاجش بتاراج بدادند، هر کجا جبّاری متمرّد بود از تخت بزیر آمد هر کجا در عالم بتی بود در قعر چاه بی دولتی افتاد، قاعده قصر قیصری و ایوان رفعت کسروی خراب گشت، و از چهار گوشه عالم آواز بر آمد که: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ».
کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا
نیست دار الملک جز رخسار و زلف مصطفی
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ» الآیة... القرآن شفاء من داء الجهل للعلماء، و شفاء من داء الشکّ للمؤمنین، و شفاء من داء النّکرة للعارفین، و شفاء من داء القنوط للمریدین و القاصدین، و شفاء من لواعج الشّوق للمحبین، و انشدوا:
و کتبک حولی لا تفارق مضجعی
و فیها شفاء للّذی انا کاتم
«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ» از آدمی چه آید، جز از جفا؟ و از آب و گل چه آید، جز از خطا؟ و از کرم ربوبیّت چه بینند، جز از وفا؟ «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ» در همه قرآن هیچ آیت امیدوارتر از این آیت نیست، میگوید: هر کس آن کند که از او آید و از هر کس آن آید که از او سزد: العبد یعود الی الذّنب و الرّبّ یعود الی المغفرة، و فی بعض الکتب یقول اللَّه تعالی یا بن آدم انت العوّاد الی الذّنوب و انا العوّاد الی المغفرة، آن مهجور مملکت ابلیس نومید را گفتند آدم را سجود کن، گفت نکنم که آدم از خاکست و من از آتش، گفتند ای بدبخت لا جرم هر کس آن کند که سزای اوست و از هر کس آن آید که دروست، آتش چون فرو میرود خاکستر شود که هرگز نو نگردد، و خاک اگر چه کهن شود آب بر وی ریزند نو گردد، ای ابلیس تو که از آتشی بیک فرمان که بگذاشتی مردی که هرگز زنده نشوی، و ای آدم تو که از خاکی هر چند گناه کردی بیک قطره آب حسرت که از دیده فرو باری گناهانت بیامرزم و بنوازم، ای ابلیس از آتش آن آید که کردی، ای آدم از خاک آن زاید که دیدی: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ».
«وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ» آدمی هم تنست و هم دل و هم روح، تن محلّ امانت است، دل بارگاه خطابست. روح نقطه گاه مشاهدتست، هر چه نعمت بود نثار تن گشت غذای وی طعام و شراب، هر چه منّت بود تحفه دل آمد قوت او ذکر و یاد دوست، آنچه رؤیت و مشاهدت بود نصیب روح آمد غذای وی دیدار دوست، تن در قهر قدرت است، دل در قبضه صفت، روح در کنف عزّت، بساط انس گسترده، شمع عطف افروخته و دوست ازلی پرده بر گرفته.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به تشریح فضایل "نماز شب" و زمانهای مختلفی که در آن نمازها و عبادتهای خاص انجام میشود، میپردازد. از نظر متن، هر ساعت از شب به نوعی خاص از عبادت اختصاص دارد، از جمله عبادت فرشتگان، جانوران و مخلوقات دیگر. آخرین و مهمترین ساعت، زمان سحر است که به عنوان زمان استغفار و دعاهای عاشقانه و نیازمندیها به شمار میرود.
تاکید بر شبزندهداری و نماز گزار بودن به عنوان وسیلهای برای نایل شدن به مقام محمود و شفاعت در قیامت بیان شده است. همچنین اشاره میشود که خداوند به بندگان خاصی که در این ساعتها دعا و توبه میکنند، توجه ویژهای دارد.
در پایان متن، به یادکردن از پیامبر اسلام و وداع ایشان با یاران، فضیلتهای قرآن و قابلیت آن به عنوان شفا بخش اشاره شده است. در نهایت، نکتهای درباره تفاوت سرنوشت انسانها بر اساس اعمالشان آورده شده که نشاندهنده رحمت الهی است.
هوش مصنوعی: در آیهای که آمده است، به موضوع نماز شب اشاره شده و گفته شده که این زمان از آغاز شب تا صبح حدود دوازده ساعت است. در این مدت، هر ساعتی برای گروه خاصی از موجودات زمان عبادت و خدمت به حساب میآید. به این ترتیب، در اولین ساعت، زمان عبادت پریان است که صف کشیده و آماده خدمت میشوند. در ساعت دوم، زمان نماز موجودات دریایی است و در ساعت سوم، نوبت به موجودات زیرزمینی میرسد.
هوش مصنوعی: ساعت چهارم وقت نماز صابران است. ساعت پنجم وقت نماز فرشتگان خدا میباشد. ساعت ششم زمان نماز و تسبیح ابر و باران است. ساعت هفتم زمانی است که مردم آرامش مییابند و اهل تفکر به اندیشه میپردازند. ساعت هشتم وقت زیبایی بهشت و تعریف باغهای بهشت عدن است. ساعت نهم زمان نماز نویسندگان بزرگ است. ساعت دهم وقتی است که درهای آسمان باز میشود و نزدیکان خدا به سمت آن میآیند و صدای تسبیح و تهلیل بلند میشود و نغمههای ذکر آنها فضای مقدس را پر میکند؛ در این زمان هر کسی که از خداوند درخواست کند، دعاهایش مستجاب خواهد شد. ساعت یازدهم زمانی است که برکات بر زمین گسترده میشود و نعمتهای الهی و قدرت در زمین جاری میگردد. ساعت دوازدهم زمان وزش نسیم صبحگاهی است که با لطافت و سردی خاصی از سمت بهشت میوزد، این ساعت زمان نیاز دوستان و زمان راز و نیاز عاشقان است، در این لحظه درهای بهشت باز میشود و نسیم صبحگاهی با لطافت و رضایت از طرف باغهای بهشت جاری میشود.
هوش مصنوعی: داود پیغمبر از جبرئیل پرسید که بهترین زمان در شب چه زمانی است. جبرئیل پاسخ داد که نمیدانم، اما میدانم که هر شب در وقت سحر، عرش الهی به جنبش درمیآید.
هوش مصنوعی: در برخی از متون دینی آمده است که خداوند میفرماید: «عزیزترین بندگان من کسانی هستند که در سحرگاهان از من طلب آمرزش میکنند. این افراد وقتی که من بخواهم چیزی را به اهل زمین بدهم، آنها را به یاد میآورم و از این طریق برکت را از آنها دور میکنم.» در واقع، این بندگان که در ساعات سحر به استغفار مشغولند، همچون عاشقان در آن زمان خاص، از محبت الهی سیراب میشوند.
هوش مصنوعی: سفیان ثوری گفته است که به ما خبر رسیده که در ابتدایی از شب، ندا دهندهای اعلام میکند: «بیدار شوید ای عبادتگزاران!» و وقتی که شب به نیمه میرسد، ندا دهنده میگوید: «بیدار شوید ای قانتان!» و در هنگام سحر، ندا دهنده میگوید: «این مستغفران هستند.»
هوش مصنوعی: فرمان آمده که ای محمد، مقام شفاعت در قیامت یک مقام بزرگ و ارجمند است و این مقام برای تو مسلّم است. اما برای رسیدن به این مقام، تو باید در شبها بیدار باشی و نماز بخوانی. بهترین راه برای دستیابی به بهترین پاداشها این است که رضایت ما را جلب کنی و روز رسالت را برگزار کنی. اگر میخواهی به مقام محمود دست یابی، باید در شبها بیدار باشی و نماز بخوانی. مراد از "عسی أن یبعثک ربک مقاماً محموداً" نیز به همین معناست. در مورد رابعه عدویه نقل شده که او تمام شب بیدار بوده و دلش را پاس داشته تا صبح صادق را ببیند و پس از آن این بیت را سروده است.
هوش مصنوعی: ای نفس، تو از قوم خود هستی و جهانیان خوابند. اگر کار خیری انجام دهی، خداوندی که بر عرش نشسته، تو را میبیند.
هوش مصنوعی: ای چشم من، رهای میکردی برای اینکه صبح، مردم رازها را ستایش میکنند.
هوش مصنوعی: مقام محمود به معناي نشستن در فضاي شهود و درک الهی است که مختص حضرت مصطفی (ص) میباشد. این مقام در شرایط خاص و به دور از دنیا، در فضایی از آرامش و راحتی است. در این حال، او با مقامی والا در خیمهای نشسته که در آن حضور خداوند را احساس میکند و از شراب معرفت الهی مینوشد و لباس وصال و نزدیکی به حق را بر تن دارد و همواره به او نزدیک است.
هوش مصنوعی: استاد طریقت میگوید: بار خدایا، هر ویژگی که داشته باشم، به تو وابستهام و هر نامی که به من بدهند، به بندگی تو شناخته میشوم. تا زمانی که جان دارم، از این مسیر کنار نخواهم رفت. کسی که تویی، بهشت او بندهای است و آن که تو در زندگیاش هستی، همیشه زنده است. بار خدایا، تو راحتی دلها هستی و دیدارت، زندگی جان است. زبان به یاد تو مینازد و دل، به محبت و جان، به عشق تو میدرخشد.
هوش مصنوعی: ابن عباس در تفسیر این آیه میگوید که هنگام نزدیک شدن اجل پیامبر (ص)، او را به عظمت و مقامش یادآور شدند و گفتند که اسلام در دنیا گسترش یافته و نور نبوت کامل شده است. همچنین اشاره کردند که شریعت به دورترین نقاط رسیده و مقام و عظمت او از عرش الهی فراتر رفته است. او همت خویش را صرف تعلیم فروع دین کرد، یتیمان را مورد حمایت قرار داد و همواره راهنمای مریدان و تربیتکننده مهاجران و انصار بود. حال زمان آن فرا رسیده که سفر آخرت را آغاز کند و به استقبال مرگ برود، چرا که از ازل بر این اساس تقدیر شده که همه مخلوقات باید بدروند.
هوش مصنوعی: روایت شده است که پیامبر (ص) در آخرین بیماری خود، علی (ع) را فراخواند و به او گفت: ای علی، کمکم کن تا یک بار دیگر به مسجد بروم و بر منبر برآیم، تا چهره یاران و درویشان را ببینم و با آنان وداع کنم. پیامبر (ص) به مسجد رفت و بر منبر قرار گرفت، در حالی که چشمانش پر از اشک و دلش آکنده از درد بود. به یارانش نگاهی کرد و پرسید: من چگونه یاوری برای شما بودم؟ من چگونه پیامبری برای شما بودم؟
هوش مصنوعی: به زودی زمان رفتن ما فرا رسید و مرگ نزدیک شد. در آن لحظه، در مسجد صدای غم و زاری بلند شد. یاران، همگی دلشکسته و رنجور بودند و با گریه و ناراحتی میگفتند که تو بهترین یار بودی و بهترین فرستادهای که به ما آمدی. پیامبر (ص) با آنان وداع کرد و به خانه برگشت. مدت زیادی نگذشته بود که روح قدسی به او نزدیک شد و رایحه عطرآگین به مشام رسید. پردهها کنار رفتند و بوی خوش بهشت و زیبایی و حسن به فضا پراکنده شد. در آن لحظه، پیامبر (ص) گفت: «پروردگارا، مرا به دروازی راستین وارد کن.»
هوش مصنوعی: ای خدا، مرا با حقیقت و صداقت از قبرم در روز قیامت بیرون بیاور، در حالی که در لباس سعادتمندی و زینت شهادت باشم، زیرا آنجا مرحلهای سخت و دشوار و کاری پرخطر است.
هوش مصنوعی: جعفر بن محمد (ع) بیان میکند: مرا در قبر بگذارید در حالی که از من راضی هستید و بعد مرا از قبر بیرون بیاورید تا در روز قیامت در کنار راستگویان قرار بگیرم. از تو درخواست میکنم که از جانب خودت سلطنتی یاریکننده برای من قرار دهی و مرا با زینت قدرت و عظمت خود تزیین کن، تا سلطنت حق بر سلطنت هوی (خواستهها و تمایلات نفسانی) غالب باشد.
هوش مصنوعی: در زمانی که جهان به تاریکی کفر و سختی شرک گرفتار شده بود، ناگهان علم و برکت پیامبری محمد از سرزمین مکه طلوع کرد و نور دین همچون سپیده دم از خانه آمنه تابید. این شگفتی باعث شادی و خوشحالی در سرزمینها شد و در هر کجا که قدرتی بود، به ذلت افتاد. تاجداران تاجهایشان را از دست دادند و تندروها و جباران از قدرت خود ساقط شدند. هر بتی که در عالم وجود داشت، به شدت و ضعف افتاد و اقتدار و جلال پادشاهی قیصر از بین رفت. در این زمان، از چهار طرف دنیا فریاد برآمد که حقیقت آمده و باطل رخت از جهان بربسته است.
هوش مصنوعی: ایمان و کفر در تاریکی و روشنی هیچ تفاوتی ندارند؛ فقط زیبایی و چهرهی دلنشین پیامبر (مصطفی) است که در این دنیا مشهود است.
هوش مصنوعی: قرآن کریم درمانی است برای بیماریهای مختلف. برای دانشمندان، شفا از جهل است؛ برای مؤمنان، درمانی از شک و تردید است؛ برای عارفان، پاسخگویی به تردیدها و ابهامات است؛ برای سالکان و جویندگان راه، نیرویی برای امیدواری و پرهیز از ناامیدی است؛ و برای عاشقان، آرامشی از درد و حسرت عشق به حساب میآید.
هوش مصنوعی: کتاب تو همیشه در کنار من است و هرگز از من جدا نمیشود و در آن درمانی وجود دارد برای کسی که در دلش رازی را پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: هر کسی بر اساس طبیعت و سرشت خود عمل میکند. از انسان بیشتر از خطا و جفا چه برمیآید؟ و از خاک و آب غیر از اشتباه چه انتظاری داریم؟ و از رحمت الهی چه چیزی جز وفا و بخشش باید دید؟ این آیه در قرآن امیدبخشترین جمله است که میگوید هر فردی آنچه از او برمیآید، انجام میدهد و هر عملی به سزاوار خود برمیگردد. بنده ممکن است دوباره به گناه روی آورد اما پروردگار همواره در انتظار بخشش است. در بعضی از کتب آمده است که خداوند به انسان میگوید: تو به گناه بازمیگردی و من به بخشش. زمانی که ابلیس از سجده برای آدم امتناع کرد و گفت او از خاک و من از آتشام، تأکید کردند که هر کس مطابق آنچه هست عمل میکند. آتش به مرور زمان خاموش میشود و به خاکستر تبدیل میشود، اما خاک حتی اگر کهنه شود با آب تازه میشود. ابلیس، تو از آتش به خاطر عملت مجازات شدی و آدم، تو از خاکی اما هر بار که به درگاه خداوند با حسرت اشک میریزی، ممکن است مورد بخشش قرار بگیری.
هوش مصنوعی: آدمی ترکیبی از بدن، دل و روح است. بدن جایگاه امانت است و دل، مکان ارتباطات عاطفی و معنوی. روح، نقطهای است که دید و شناخت در آن شکل میگیرد. نعمتها به بدن داده میشود و خوراک و نوشیدنیاش تامین میشود؛ در حالی که برکات معنوی به دل منتقل میشود و قوت آن، یاد و ذکر دوست است. آنچه که درک و مشاهده میشود، نصیب روح است و غذای آن، دیدار دوست است. بدن تحت تأثیر قهری از قدرت است، دل در تسلط صفات قرار دارد و روح در کمال عزت و کرامت است. فضایی از دوستی و انس فراهم شده و نور و روشنی عشق در این فضا میدرخشد و دوست ازلی در پس پرده به انتظار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.