گنجور

 
مسعود سعد سلمان
 

امروز اورمزدست ای یار میگسار

برخیز و تازگی کن و آن جام باده آر

ای اورمزد روی بده روز اورمزد

آن می که شادمان کندم اورمزدوار

تا بر نشاط مجلس سلطان ابوالملوک

باشیم شادمان و نشینیم شاد خوار

آن زینت ملوک ملک ارسلان که ملک

هرگز چو او نبیند یک شاه تاجدار

اندر زمانه نعمت و دولت فزونش باد

تا نعمت خزان بود و لذت بهار