گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای ترک ماهروی ندانم کجا شدی

پیوسته که گشتی کز من جدا شدی

بودم تو را سزا و تو بودی مرا سزا

ترسم ز نزد من به ناسزا شدی

درد دلا که بنده دیگر کسی نشد

وآن گه شدی که بر دل من پادشا شدی

بیگانه گشتن از من چون در سر تو بود

با جان من به مهر چرا آشنا شدی

کی بینمت که پردگی و نازنین شدی

کی یابمت که در دهن اژدها شدی

آن گه بریدی از من جمله که بارها

گفتم به مردمان که تو جمله مرا شدی

ای تیر راست چون بزدی بر نشانه زخم

وی ظن نیک من به چه معنی خطا شدی

آری همه گله نکنم چون شدی ز دست

تا خود همی به زاری گویم کجا شدی

امروزم ار ز هجر زدی در دو دیده خاک

بس شب که تو به وصل در او توتیا شدی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ایمان خراسانی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

بیت دوم به بر ناسزا شدی درست است
مصراع دوم بیت نخست نیز وزن نادرست به چشم می آید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.