گنجور

شمارهٔ ۶۶

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد

راه و رسم دگر و مذهب دیگر دارد

میکشد هر نفسی جام دگر از لب یار

بهر هر جام کشیدن، لب دیگر دارد

شاهد ما بجز از خال و خط و غبغب خویش

خال و خطِّ دگر و غبغب دیگر دارد

هر زمان جان دگر از لب جانان رسدش

بهر هر جان که رسد قالب دیگر دارد

در جهان دل ما مهر و سپهر دگر است

عرش و فرش و فلک و کوکب دیگر دارد

بجز این روز که بینی، بودش روز دگر

بجز این شب که تو دانی، شب دیگر دارد

دل سواریست که در گاه توجه کردن

جانب هر طرفی مرکب دیگر دارد

لوح محفوظ دل مغربی از مکتب دوست

گشت مسطور، که دل مکتب دیگر دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.