گنجور

شمارهٔ ۶۵

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

نشان و نام مرا روزگار کی داند

صفات و ذات مرا غیر یار کی داند

کسیکه هستی خود را بخود بپوشاند

دگر کسیش بجز از کردگار کی داند

مرا که گمشده ام در تو، کس کجا یابد

که غرق بحر ترا در کنار کی داند

مرا که نور نیم اهل نور کی داند

مرا که نار نیم اهل نار کی داند

چو من زهر دو جهان رَخت خویش برچیدم

بروز حشر از اهل شمار کی داند

مرا که نیست شدم در تو، هست نشناسد

مرا که مست توام، هشیار کی داند

به پیش آنکه یکی دید صد هزار بگو

ندیده غیر یکی صد هزار کی داند

کسی که اسیر دل و جان و عقل و نفس بود

مرا که رسته ام از هر چهار کی داند

ز مغربی خبری کز حصار کَون دهید

کسیکه هست اسیر حصار کی داند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ