گنجور

 
یوسف خوسفی

ساقیا! شیشهٔ شراب بیار

بادۀ همچو آفتاب بیار

آب! آتش خواص ریز به جام

ماه! در سایهٔ سحاب بیار

دور گردون به کس وفا نکند

مطربا! نی بزن، رباب بیار

محتسب، مست نخوت است و غرور

طرۀ تار پنج تاب بیار

چشم یوسف خمار خواب گرفت

نوش‌داروی دفع خواب بیار

 
 
حافظ

ساقیا ساغر شراب بیار

یک دو جام شراب ناب بیار

داروی درد عشق یعنی می

کاوست درمان شیخ و شاب بیار

آفتاب است و ماه باده و جام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه