خسرو من! بگذر از بن گفتگوی
نیکی خویش و بد مردم مگوی
چشم تو از عیب تو دیدن تهی است
از دگری پرس که عیب تو چیست
چشم بخود باز مکن چون خسان
بین سوی خود لیک به چشم کسان
پیل طلب کرد، شه، پیل زور
کاورد آن بی نمکان را به شور
همچو کمان پر خم و تیر از میان
تیر ستاده است و کمانش روان
از رخ خود، پیش تو، خاقان چین
صورت چین کرده بروی زمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خسرو، از بحث درباره خوبیها و بدیهای خود بگذر. به جای اینکه عیبهای خود را ببینی، از دیگران بپرس که عیبهایت چیست. به خودت نگاه نکن، چون مانند انسانهای نادان هستی. باید مانند فیلی قدرتمند عمل کنی که چیزی را طلب میکند و موفق میشود. در این مسیر، مانند کمانی خمیده و تیری که آماده پرتاب است، باید برنامهریزی کنی. بر روی زمین، نگاهی به خودت و چهرهات داشتی که شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: ای خسرو من! از بحث کردن درباره خوبیهای خود و بدیهای مردم بگذر و از آن صحبت نکن.
هوش مصنوعی: چشم تو قادر به دیدن عیوب تو نیست، بنابراین از دیگران بپرس که عیبهای تو چیست.
هوش مصنوعی: چشم خود را به روی واقعیتهای درونیات نگشای، چون این کار برای افراد نادان است. اما میتوانی به آنچه دیگران میبینند و درک میکنند، توجه کنی.
هوش مصنوعی: شاه، فیل را خواست و فیل نیروی خود را بر آن موجود بینمک و بیخاصیت به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: شخصی با حالت خاصی ایستاده است که شبیه به کمان خمیده و تیر پرتاب شدهای به نظر میرسد. این تصویر نشاندهندهی آمادگی و توانایی او برای اقدام یا واکنش است.
هوش مصنوعی: از چهرهات، به خاطر تو، پادشاه چین، زیبایی را به روی زمین آوردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.