گنجور

شمارهٔ ۵۴ - تجرید

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

خسرو من! بگذر از بن گفتگوی

نیکی خویش و بد مردم مگوی

چشم تو از عیب تو دیدن تهی است

از دگری پرس که عیب تو چیست

چشم بخود باز مکن چون خسان

بین سوی خود لیک به چشم کسان

پیل طلب کرد، شه، پیل زور

کاورد آن بی نمکان را به شور

همچو کمان پر خم و تیر از میان

تیر ستاده است و کمانش روان

از رخ خود، پیش تو، خاقان چین

صورت چین کرده بروی زمین

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.