گنجور

 
امیرخسرو دهلوی

شاهی که، به نصرت خدایی،

ختمست برو جان گشایی

سلطان جهان علاء دنیا

سرمایه ده سرای دنیا

چون سعد فلک سعادت اندود

یعنی که محمد ابن مسعود

ختم الخلفاء درین کهن طاس

ز آدم شده نی ز آل عباس

سینه‌ش صدف در الهی

سنگش محک عیار شاهی

آهو به زبانش بی تظلم

پیشانی شیر خارد از سم

بادا به نشاط جاودانه

در سایهٔ تیغ او زمانه