گنجور

 
امیرخسرو دهلوی

به نام آنکه جان را زندگی داد

طبیعت را به جان پایندگی داد

خداوندیکه حکمت بخش خاکست

کمینه بخشش او جان پاکست

دو کون از صنع او یک گل به باغی

ز ملکش نه فلک یک شب چراغی

رموز آموز عقل نکته پیوند

شناسائی ده جان خردمند

بصارت بخش چشم پیش بینان

تمنای درون شب نشینان

جواهر بند ناهید از ثریا

چراغ افروز در قعر دریا