خداوندا دلم را چشم بگشای
به معراج یقینم راه بنمای
به رحمت باز کن گنجینهٔ جود
درونم خوان بشادروان مقصود
دلی بخش از ثنای خویش معمور
زبانی ز آفرین دیگران دور
درآسانیم شکر اندیش گردان
به دشواری سپاسم بیش گردان
امیدم را به جائی کش عماری
که باشد پیشگاه رستگاری
چو خود برداشتی اول ز خاکم
مده آخر به طوفان هلاکم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعایی است به خداوند که در آن شاعر از خداوند میخواهد تا دل او را روشن کند و راه یقین و حقیقت را به او نشان دهد. او از خدا تقاضا میکند که رحمت و کرم خود را بر وی نازل کند و به او توفیق شکرگزاری و سپاس از نعمتها را عطا فرماید. شاعر همچنین امیدوار است که در مراحل دشواری، بنیان امیدش را تقویت کند و در نهایت از خدا میخواهد که او را از هلاکت نجات دهد، بهویژه زمانی که از خاک به کمال و رشد دست یافته است.
هوش مصنوعی: ای خدا، لطف کن و دلم را بیدار کن و به من نشان بده که چگونه به یقین و آگاهی واقعی برسم.
هوش مصنوعی: به مهربانی و بخشش درونم راه بده، تا به من کمک کند به هدفم که شادمانیست، نزدیکتر شوم.
هوش مصنوعی: دل وقتی که مشغول مدح و ستایش خود باشد، از زبان دیگران و تعریفهای آنها بینیاز میشود.
هوش مصنوعی: در یک شرایط آسان، به راحتی شکرگزاری میکنیم، اما وقتی به مشکلات برخورد میکنیم، باید بیشتر از پیش شکرگزار باشیم.
هوش مصنوعی: امیدم را به جایی هدایت کن که در آنجا بتوانم به رستگاری و سعادت برسم.
هوش مصنوعی: وقتی خودت از خاک برمیداری، نباید در پایان مرا به طوفان نابودی بسپاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.