گنجور

شمارهٔ ۹۴۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند

به دود دل سبق مشک ناب بنویسند

حدیث لعل روان پرور تو می خواران

به دیده بر لب جام شراب بنویسند

بسا که باده پرستان چشم ما هر دم

برات می به عقیق مذاب بنویسند

معین است که طوفان دگر پدید آید

چو نام دیده ما بر سحاب بنویسند

سیاهی ار نبود، مردمان دریایی

حدیث موج سرشکم به آب بنویسند

سواد شعر من و آب دیده وصف نجوم

شبان تیره به مشک و گلاب بنویسند

محرران فلک شرح آه دلسوزم

به یک رساله که بر هفت باب بنویسند

خطی که مردم چشمم سواد کرد جواب

مگر به خون دل آن را جواب بنویسند

برات من چه بود، گر بر آن لب شیرین

به مشک سوده ز بهر ثواب بنویسند

سزد که بر رخ خسرو قلم زنان سرشک

دعای خسرو عالیجناب بنویسند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.