دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
نوازشی هم از آن یار دلنواز نیاید
تمام عرصه عالم سپاه فتنه بگیرد
اگر ز عارض یارم خط جواز نیاید
درید پرده، فرو ریخت راز دل بر صحرا
ز پرده ای که چنین شد حجاب راز نیاید
بتا به ناز بکشتی هزار صاحب دل را
کسی به پیش تو میرد که گاه ناز نیاید
چو خاک پای تو گشتم بگو که در ته پایت
به خاک روفتن آن گیسوی دراز نیاید
گرم بگویی «بوسه بزن بر آن لب شیرین »
مرا ز غایت شادی دهن فراز نیاید
اگر به باغ رسد قامت بلند تو روزی
عجب بود که اگر سرو در نماز نیاید
دهند پند که بازآ، من آن مجال ندارم
که هر که رفت به کویت به خانه باز نیاید
جهان بسوخت حدیث نیازمندی خسرو
خنک بود سخنی کز سر نیاز نیاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و اندوه شاعر نسبت به یار و معشوقش است. شاعر از فقدان محبت و نوازش یار شکایت میکند و احساس میکند که اگرچه دنیا پر از مشکلات و فتنههاست، اما حضور یار میتواند تسکینی برای دل او باشد. او به بینهایت محبت و زیبایی معشوق اشاره میکند و از احساس حقارت و ناتوانی در برابر ناز او میگوید، بهخصوص زمانی که خود را به خاک پای او میسپارد. شاعر از امید به دیدن یار در آینده سخن میگوید و در نهایت، نشان میدهد که هر کسی که راهش به سوی معشوق رفته، دیگر به خانه برنمیگردد. در کل، شعر به شدت متاثر از عشق و دوری است.
هوش مصنوعی: دلم را از دست دادهام و دیگر نمیتوانم به راحتی محبت و نوازش آن محبوب دلپذیر را دریافت کنم.
هوش مصنوعی: اگر در تمامی دنیا فتنهای برپا شود و به جان همه بیفتد، با این حال، اگر بتوانم از عشق محبوبم بهرهمند شوم، هیچ خطری نمیتواند مرا تهدید کند.
هوش مصنوعی: پرده کنار رفته و راز دل که پنهان بود، اکنون در میان صحرا آشکار شده است. پردهای که مانع این راز بود، دیگر وجود ندارد و به همین دلیل، این راز دیگر پنهان نمیماند.
هوش مصنوعی: ای معشوقه، با ناز و دلرباییات هزاران دل باخته را مسحور کردهای، اما کسی که در برابر تو قرار میگیرد، حتماً کسی است که گاه در ناز و کرشمهات نخواهد بود.
هوش مصنوعی: من چنان تحت تأثیر وجود تو قرار گرفتهام که به خاک پای تو تبدیل شدهام. امکان ندارد که گیسوی بلندی که در زیر پای تو به زمین میافتد، در دل من خللی ایجاد کند.
هوش مصنوعی: اگر بگویی که «بوسهای بر آن لب شیرین بزن»، از شدت شادی قادر به صحبت کردن نخواهم بود.
هوش مصنوعی: اگر روزی قامت بلند تو به باغ برسد، جای شگفتی است که حتی سرو نیز در حال نماز نخواهد بود.
هوش مصنوعی: به من نصیحت میکنند که برگردم، اما من فرصتی برای این کار ندارم. هر کسی که به عشق تو قدم گذاشته، دیگر به خانهاش برنمیگردد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، داستان نیازمندیها و محبتهای خسرو بسیار داغ و پرآشوب است. اما جالب اینجاست که سخنانی که از دل نیاز و عشق سرچشمه میگیرند، همیشه زیبا و دلانگیز هستند و از هر انسان دیگری دلیلی برای محبت و خواستههای واقعی را بیان میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.